تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
« مىپيمايم شما را به شمشير ، پيمودن پيمانه سندره . » ( ص 105 ) سندره نوعى پيمانه است و در لغت عربى « اكيلكم بالسيف كيل السندرة » استعاره از « قتلا واسعا كبيرا ذريعا » است . اما ترجمه شوقى از اين مصراع صحيح به نظر نمىرسد و علت آن هم تفاوت ضبط در مصراع عربى است . 2 / 180 : با تيغ خود ، سر و كلاه‌خود را از بدن جدا كردم . بين خود و خود جناس وجود دارد . 1 / 182 : ميبدى « لهف نفسى » را به‌صورت منادا ترجمه كرده است : اى دريغ خوردن نفس من ! ( ميبدى ، ص 519 ) 2 / 182 : مصراع دوم از ترجمه لفظى دور شده : و ايشان سعىكنندگانند در شرّ شديد . 1 / 184 : خير و مير : در عربى الميرة به معنى طعام است و « ما عنده خير و مير » رواج دارد . شوقى نيز عينا آن را در ترجمه خود آورده و مىتوان گفت به شكل توابع مانند كار و بار و امثال آن استفاده نموده است . 2 / 185 : ( به ) : در اينجا نقش علامت مفعولى دارد : حق فيروز و رستگار را نجات مىدهد . 4 / 185 : شوقى در اين بيت مفهوم كلى را منتقل نموده اما از ترجمه لفظى دور شده است : « بلند مىكند بر تو شمشيرى تيز چون نمك كه مرگى است براى جنگجو . » ملح در بيت عربى صفت شمشير است اما شوقى آن را براى مخاطب به كار برده و تشبيه تيغ همچو آب را نيز به مفهوم اصلى بيت افزوده است . 6 و 5 / 185 : شوقى در اين دو بيت از ترجمه لفظى دور شده : همانا من اميدوارم كه برخيزند براى تو نوحه‌كنندگان جنازه‌ها ، از ضربه‌اى وسيع كه باقى مىماند ياد آن هنگام جنگها . ( طعنة نجلاء : ضربة واسعة عريض طويل ) 2 / 186 : در مصراع دوم عربى « رزءا » به معنى مصيبت است : و نيست براى تو عقلى كه حس كنى به آن مصيبت را . ولى شوقى آن را تغييرها ترجمه كرده است . 3 / 186 : ترجمه مصراع دوم كامل نيست : و به حركت وامىدارد ترا ساربانى كه نمىخواهد براى تو افسوس . 2 / 187 : با رضاى عقل‌جو : در ترجمه رزين العقل ( استوار خرد ) آمده و مشو غافل ز كار در ترجمه محترسا ( نگهدارنده ) كه تناسبى با هم ندارد . ضبط نسخه‌ها نيز در متن فارسى و عربى يكسان است .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 224 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى