2 / 169 : بيت ناقص و مسند اليه آن محذوف است : چون ( آنچه ) انوار او از بصر نهان است در محل خيال رخشان شود ( ادامه آن در بيت بعد آمده و ابيات موقوف المعانى است . )
3 / 169 : مقنع سرانند : بايد مقنع سرانى باشد چون در بيت عربى مقنعة مفعول بيت قبل است و در ترجمه شوقى نيز با ضبط فعلى دو بيت ناقص و ناهماهنگ هستند .
4 / 169 : بنات السير : اين عبارت در متن عربى و فارسى نسخههاى موجود مختلف است . دو نسخه مك و مل نبات السير دارند . در نسخه دا بيت عربى ثياب السير و ترجمه بدون نقطه است . در شرح قاضى ميبدى ثياب السير ضبط و جامههاى روشهاى معنى شده است . اما بنات سير مفهوم خيالانگيزترى دارد . سير به دخترانى نقابدار تشبيه شده كه گوشى به تيزى تيغ نقابهايشان را پاره مىكند . بهويژه آنكه مىتوان گفت در نسخههايى كه نبات سير نوشتهاند ، نقطهها توسط كاتبان جابجا شده است .
5 / 169 : در انوار العقول به جاى اريحى ، ارحبى ضبط شده به معنى شتران منسوب به ارحب و اين با شقشقه در بيت تناسب بيشترى دارد . ولى چون در تمام نسخههاى شوقى هم در عربى و هم در ترجمه اريحى آمده همين ضبط انتخاب شد .
6 / 169 : بيت استعاره دارد و براى دل نطق قائل شده است . همچنين غلطان درر استعاره از سخنان باارزش است .
8 و 7 / 169 : شوقى مفهوم كلى را منتقل كرده است . ترجمه ميبدى به اين صورت است : « نيستم من كسى كه هر كه را بينم گويم من با توام ، در ميان مردمان كه پرسم آن را و اين را كه چيست خبر ؟ و ليكن من تيز كرده زبان و دلم . قياس مىكنم به آنچه گذشته است آنچه باقى مانده است . » ( ص 462 ) توجيهى كه مىتوان براى مصراع دوم بيت 638 داشت اينست كه شوقى أسائل را در صيغه مجهول ترجمه كرده و ميبدى به صورت معلوم و در مصراع دوم بيت 639 ، در شرح ميبدى أقيس به جاى أبين ضبط شده است . كلمه إمّعة جمع المعمع است به معنى كسى كه نظرى از خود ندارد و به همه مىگويد « انا معك » . بنابراين مرد جهول در ترجمه شوقى نيز قابل قبول است .
1 / 173 : دامن بر زدن كنايه از همت كردن و آماده شدن براى كارى است و در ترجمه « اشتمر » آمده است كه در لغت عرب رايج نيست و به شكل « انشمر » استعمال شده است . ال و شرح ميبدى أستمر ( به معنى استوار مىشوم ) آوردهاند ولى چون ضبط نسخههاى
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٢٢