يكسان است . معنى بيت عربى اينست كه « چون زياد كرده شود شرى ، زياد كند صبر را ، گويى او مشكى است كه بين دو سنگ زير و زبر باشد . » دماغ به كسر به معنى مغز و به فتح به معنى چيزى بر سر كوفتن است . در اين بيت هر يك از دو معنى را در نظر بگيريم باز هم با كلمه « افروختن » تناسبى ندارد . با توجه به اينكه مشك را روى صلايه مىسايند نه آنكه بيفروزند .
2 / 146 : ترجمه لفظى مصراع دوم : و آزاده صبرش زياد مىشود در مقابل شر .
1 / 148 : روشن شدن چشم را در ترجمه تقرّ عيناك به كار برده كه با قرة العين از يك ريشه است . معنى اصلى قرّة العين آن چيزى است كه بدان خنكى چشم دست دهد . اما بيشتر به معنى روشن شدن چشم به كار مىرود .
2 / 151 : شبها : در ترجمه ليالى به معنى شب و روز و ايام به كار رفته است .
2 و 1 / 156 : شوقى مفهوم كلى ابيات را منتقل كرده اما به تأكيد بر دو كلمه يسير و حقير توجه نداشته است : « اگر غمگين كند مرا دهر ، آهنگ صبر مىكنم ، زيرا هر بلايى كه ادامه نيابد ، آسان است . و اگر شاد كند مرا ، شادمان نمىشوم به آن ، پس هر سرورى كه ادامه نيابد ، حقيرست . »
2 / 160 : در تك فتد آبش در ترجمه ينضب ماؤه آمده كه به معنى به ته رسيدن آب و فرو رفتن آن است .
1 / 161 : ترجمه بيت رسا نيست : « توانگرى نفس بس باشد نفس را به مرتبهاى كه باز دارد او را از خواست و اگرچه تنگدست شود به مرتبهاى كه گزند كند به او درويشى . » ( ميبدى ، ص 472 )
1 / 164 : مصراع دوم با معنى عربى سازگار نيست : و انكاركنندگان هر امر منكرى .
2 / 164 : مصراع دوم به طور كامل ترجمه نشده : تا دفع كند تباه كردهاى از تباه كردهاى .
( ميبدى ، ص 486 )
3 / 164 : ترجمه شوقى رسا نيست . ميبدى چنين ترجمه كرده است : « رفتند ايشان در خردهاى راه ، پس گشتند به يكسو شونده از راه بزرگتر . » ( ص 486 )
بنيّات الطريق راههاى باريكى است كه از جاده اصلى منشعب مىشود در مقابل الطريق الاكبر . اينجا استعاره از گمراهى و منحرف شدن از طريق هدايت است .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٢١