2 / 134 : كنايه از اينكه در جنگ پشت به دشمن نمىكنيم .
3 / 134 : صدور اول به معنى سرهاى نيزه و صدور دوم به معنى سينهها به كار رفته است .
صدور اندر : اندر صدور ، داخل سينهها .
1 / 136 : جستن بايد رسم و عادت او باشد .
2 / 136 : بيت شوقى تعقيد دارد . ميبدى چنين ترجمه كرده است : « تا پيوند كند در انواع طلب خود نشيب را به فراز و خشنود ساختن خلق را به تقصير در كار ايشان . » ( ص 465 )
4 / 136 : ترجمه شوقى رسا نيست و تعقيد دارد . مفهوم بيت عربى اين است كه اگر نرسيدى در جايى به آنچه مىخواهى ، پس بياور عذرى براى رفتن از آن مقام در هر زمان كه باشد ، شب يا روز . يعنى به هر بهانهاى كه هست از آنجا برو .
2 / 137 : دست دهد : در ترجمه يتلف و به معنى از دست مىرود به كار رفته است .
2 / 138 : تلميح دارد به : « العبد يدبّر و الله يقدّر . »
3 / 139 : ضبط ميبدى معان به جاى معافى در مصراع اول عربى است و چنين ترجمه كرده :
« بس رنج برنده بر بىباكى خود و بس مبتلا خواب نكرد از پرهيز كردن خود . » ( ص 468 )
5 / 139 : دردش را با سحرش و حذرش و اثرش و نظرش قافيه كرده كه عيب اكفا ( تبديل حرف روى به حروفى كه در مخرج با او نزديك باشد ) به شمار مىآيد . به نظر مىرسد با توجه به قافيه بيت عربى ، در اصل كدرش بوده است .
3 / 143 : جان ز تن به در آرد در ترجمه محضر به كار رفته درحالىكه ميبدى آن را « حاضر گردانيده شدهام » ترجمه كرده است . ( ميبدى ، ص 504 )
1 / 145 : تعقيد دارد . مفهوم بيت عربى اينست كه « سفيد شدن مو عنوان مرگ است و تاريخ آن پيرى است . » يعنى مرگ به نامهاى تشبيه شده كه عنوان آن سپيدى مو و تاريخ آن پيرى و كلان سالى است .
2 / 145 : شعر به فتح به معنى موى سر و به كسر به معنى دريافتن و دانستن است . مىتوان چنين معنى كرد كه سفيدى موى سر ، مردن قوهء درك و دانش يا مردن موى است .
3 / 145 : بيت يادآور اين كلمه قصار است : كفى بالشيب ناعيا . ( كلمات عليه غرّا ، صفحه 61 )
1 / 146 : با دماغ افروختن : نسخه اساس فاقد اين بيت و بيت بعدى است و ضبط بقيه نسخهها
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٢٠