دوم تلميح به آيه شريفه :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ »
( السجدة : 4 )
3 / 113 : شوقى در مصراع دوم از ترجمه لفظى دور شده است : پس تا كى مىجويى گمراهى و هلاك ؟
5 / 113 : مصراع دوم تلميح به آيه شريفه :
« أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ خالِدِينَ فِيها وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ »
( التغابن : 10 ) در شرح ميبدى به جاى الازلام ، الهجرات ضبط و هذيانات ترجمه شده است . لات و عزّى ( در بيت قبل ) نام بتهايى است كه اعراب در جاهليت مىپرستيدند .
ازلام را شوقى در ترجمه خود عينا تكرار كرده كه به معنى گروبندى با تير و رسمى در دوران جاهليت بوده است . ( نگاه كنيد : قرآن كريم سوره مائده : 90 ) .
1 / 114 : ترجمه شوقى با مفهوم بيت عربى سازگار نيست . ميبدى چنين ترجمه كرده است : « به هرآينه سخت است . » ( ص 421 ) و ترجمهء دكتر امامى با ضبط حيائى به جاى حياتى به اين صورت است : « شرم من از تو اى دخت پيمبر با اظهار آنچه نهان داشتهام بسى سخت است . » ( ص 512 )
پاورقى صفحه 75 جبين به معنى پيشانى است و قطرات اشك بر پيشانى رانده نمىشود . مگر اينكه مجازا پيشانى را به معنى چهره به كار برده باشد .
2 / 114 : نديد : فعل است از مصدر ديدن اما معنى ديگر آن يعنى مثل و مانند با نظير ايهام تناسب دارد .
3 / 114 : ترسنده : ترسان ، در ترجمه خوّار به كار رفته است .
بسيارى : ياء زائد پس از كلمه بسيار در ابيات ديگرى از اين ترجمه نيز هست و به نظر مىرسد براى تأكيد به كار رفته است .
5 / 114 : دليل آمد كه آن : دليل آن آمد كه
مصراع دوم با مفهوم عربى سازگار نيست . منظور از بيت عربى اين است كه اين تب دليلى است بر اينكه براى مرگ به سوى مردمان قائد و پيكى وجود دارد . يعنى پيش از مرگ ، پيك آن مىآيد . ولى شوقى به اين شكل ترجمه كرده كه براى مجموع خلايق مرگ پيك و بريد است .