از ميان سرهاى نيزه . شرح ميبدى ( ص 387 ) و ترجمه دكتر امامى ( صفحه 179 ) نيز مطابق معنى اخير است .
5 / 86 : معراج او ادنى تلميح دارد به آيات شريفهء :
« وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ، ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ، فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » .
( النجم : 10 - 9 - 8 )
6 / 86 : « چندانى » مربوط به مصراع بعد است : چندان كه زنده باشم .
7 / 86 : « من ظهور الاسلام » در بيت عربى متعلق به « راج » در بيت قبل است : آنچه من اميد دارم به آن از آشكار شدن اسلام ، يا اينكه بيايد مرگ شهيدى را كه رونده است خون از رگهاى گردنش .
1 / 87 : مصراع دوم دعايى است و مفهوم كنايى دارد : خداوند آنها را نابود كند .
3 / 88 : ترجمه لفظى مصراع دوم چنين است : پس بگو سخن گفتن آزاده بزرگوارى كه جوانمردى مىكند .
5 / 88 : سخن پهن ساختن را در ترجمه عرّيضا به كار برده حال آنكه فعل تشاتم ( دشنام مىدهى ) را در نظر نگرفته است . ميبدى اين بيت را چنين ترجمه كرده : « و مباش متعرض مردم به بدى كه دشنام دهى كسى را كه نزديك آيد ، پس مانند باشى به سگى كه به سفاهت بانگ زند . » ( ص 392 )
1 / 89 : ترجمه مصراع دوم با بيت عربى سازگار نيست : « پس همانا براى هر پندگو ، پندگويى است . »
2 / 89 : اديم صحيح : پوست درست . شوقى عين عبارت عربى را آورده و آن را ترجمه نكرده است . براى كسى پوست درست باقى نگذاشتن معادل پوستين دريدن و كنايه از بىآبرو كردن است .
1 / 90 : بيت به طور كامل ترجمه نشده : رفق مباركى است و درنگ كردن در كار خوشبختى ، پس تأنى كن در كار تا برسى به نجاح . ( در نسخههاى شوقى نجاها ضبط شده و به همين دليل است كه شوقى آن را نجات معنى كرده ، درحالىكه بيت جزو اشعار قافيه ح ذكر شده و به شكل « نجاها » معلوم نيست كه ضمير « ها » به چه برمىگردد ) .
3 / 92 : در كار خير امروز را به فردا مگذار .
1 / 94 : شدن با معاد باز : به سوى معاد بازگشتن