تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
1 / 78 : بيت عربى استفهام انكارى است و شوقى در ترجمه ، استفهام را حذف كرده اما در هر دو مصراع استعاره به كار برده است . در مصراع اول مرگ را به جنگجويى تشبيه كرده كه هيچ سپرى در مقابل سرنيزهء او مقاومت نمىكند و در مصراع دوم براى مرگ سپاهى تصوير كرده كه بر سر انسان مىتازد . 5 / 78 : ميبدى ضماير را به صورت سوم شخص ترجمه كرده : « مرگ شربتى است كه مىآيد به او ، پس پيشى گرفت به عملى چند كه اسباب طهارت نفوسند . » ( ص 382 ) ترجمه شوقى در صورتى پذيرفتنى است كه « اليه » در مصراع دوم « اليك » باشد و « فبادر » به صورت امرى اعراب‌گذارى شود . 2 / 79 : ترجمه لفظى بيت چنين است : « اما نه ، همانا من مدت درازى است كه مورد عصيان قرار گرفته‌ام ، همانا گفتند كاش مىآمدى به سوى ما پس آمدم . » 1 / 80 : تا گذشت : در ترجمه لما تولّت ( هنگامى كه برگشت و پشت كرد ) آمده است . 2 / 80 : مصراع اول با مفهوم عربى متناسب نيست : « و نيست مرد مگر در مرتبه‌اى كه قرار دهد نفسش را در آن . » كلمه اطعمت در مصراع دوم ، در شرح ميبدى به شكل اطمعت ضبط و چنين ترجمه شده : « پس اگر به طمع انداخته شود نفس آرزو خواهد و اگرنه وا شود غم او . » ( ص 378 ) 2 / 82 : ترجمه لفظى بيت چنين است : « چه بسيار نگاه‌كردنى كه رهبرى كرد به سوى دل شهوتى را ، پس قلب از آن در حسرتها ماند . » 2 / 84 : شوقى در مقابل جمله « يكون الفرج » در مصراع دوم عربى « مرغ نشاط رفته بازآيد » آورده كه هم مفهوم عبارت عربى را منتقل كرده و هم بيت را خيال‌انگيز ساخته است . در مصراع اول « و بان العزا » اختلاف ترجمه وجود دارد . ميبدى آن را « جدا شود صبر » و دكتر امامى « خوشى رخت بربندد » ترجمه كرده‌اند . پيداست كه شوقى « بان » را از بان يبين بيانا و تبيانا به معنى ظهور يافتن ترجمه كرده و « عزاء » را نيز مجازا به معنى مصيبت ( و نه صبر بر مصيبت ) به كار برده است . 3 / 85 : كژى را رسم و عادت خود با او قرار مىدهم . 6 / 85 : سالها : در ترجمه اسنّه به كار رفته است ، اما اسنّه جمع سنان و به معنى سرنيزه است و مفهوم بيت عربى اينست كه چه بسا تنگ شود فضا بر اهلش و ممكن باشد خارج شدن