مىرسد در اين بيت به معنى محل جنگ آمده كه با كربلا تناسب بيشترى دارد : گويى من با خودم و فرزندانم در كربلا و محل حرب آنم .
9 / 51 : ترجمه لفظى مصراع دوم چنين است : و داده شد به من كليد درهاى آن .
10 / 51 : ترجمه لفظى بيت چنين است : مصيبتهايى است ( در كربلا ) كه ابا مىكنند از اينكه بازگردانيده شوند ، پس آماده باش براى آن قبل از آمدن آن .
11 / 51 : دأب در مصراع دوم عربى به معنى كار ، خوى ، جد و تعب است . ميبدى مصراع را چنين ترجمه كرد : « و حال آنكه مردم در كار خود يا در تعب آن مصائب باشند . » ( ص 283 ) و همين صحيحتر از ترجمه شوقى به نظر مىرسد . چون ضمير ( ها ) در دأبها نمىتواند به صاحب القيامة يا قائمنا برگردد .
12 / 51 : تا توان : تا توانى - ضمير ( ها ) در مصراع دوم عربى به مصائب اشاره مىكند .
15 / 51 : مصراع دوم با معنى عربى سازگار نيست : « پس دنياى تو گشته است براى خرابى آن . »
17 / 51 : شوقى از ترجمه لفظى بيت دور شده است : « من دينم شك نيست براى مؤمنان به آيات وحى شده و واجب ساختن آن آيات . »
18 / 51 : در شرح ميبدى ضبط مصراع دوم ( با عرابها ) است با اين ترجمه : « و درود داد بر ما به بيانى كه مخصوص است به آن . » ( ص 286 ) اما در نسخههاى شوقى با غرابها ضبط شده كه مىتوان آن را بيان همراه با فصاحت و غرائب كلام ترجمه نمود . در هر دو صورت ( از بهر اظهار و نشان ) در ترجمه شوقى مناسب نيست .
19 / 51 : ضمير ( ها ) در مصراع دوم عربى به آيات اشاره مىكند .
1 / 52 : دل مجروح معادل قريح القلب به معنى دل آزرده و خسته دل به كار رفته نه اينكه دل مسنداليه و مجروح مسند باشد همينطور است جسم لاغر گشته و نالان .
2 / 52 : تغيّر كردن : به معناى تغيير كردن به كار رفته است .
1 / 53 : ترجمه شوقى مبهم است و رساننده معنى اصلى نيست . ترجمه لفظى بيت عربى چنين است : « پس نديدهام مانند دنيا كه به آن فريفته شد اهل آن و نه همچون مرگ كه صاحب آن در روزگار با آن مأنوس نمىشود . »
استوحش : ضد استأنس است و وحشى هر چيزى است كه با انسان مأنوس نمىشود و از او مىگريزد و دربردارندهء مفهوم ترس و خوف نيز هست . چون هر چيزى كه انسى
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢١٠