حريصم بر اينكه كسى از من بد نبيند يعنى من به كسى بد نكنم و اين با مفهوم عربى هماهنگ نيست .
1 / 36 : مصراع دوم : من در اين معنى ( جهان خوردن ) از خلق جهان برتر بودم .
1 / 37 : مصراع دوم عربى يعنى اعلام كرده شود به رفتن آنها و كنايه از نابينا شدن است . شوقى نيز خون و آب در چشم نماندن را معادل همين مفهوم به كار برده است .
2 / 38 : ميبدى اين بيت را به گونه ديگرى ترجمه كرده و اختلاف ترجمه او با شوقى ناشى از اختلاف اعراب در بيت عربى است . در شرح قاضى ميبدى اعراب مصراع دوم به اين صورت است : « تقلّب حاليه لغير لبيب » و چنين ترجمه شده : « و به درستى كه مردى كه به حقيقت آزموده است روزگار را درحالىكه نترسد از گرديدن دو حال او كه شدت و رخاست ، هرآينه ناخردمند است . » درحالىكه اعراب مصراع در نسخههاى ترجمه شوقى به اين صورت است : « تقلّب حاليه لغير لبيب » و ترجمه شوقى نيز متناسب با همين اعرابگذارى است .
2 / 39 : مصراع دوم عربى جمله دعايى است : « پس زشت باد روى دوستى كه فقر است . » درحالىكه شوقى آن را به صورت اخبارى ترجمه كرده است .
4 / 40 : از پى : براى
ويران را : براى ويران شدن
اين دو معنى پس از مقايسه ترجمه شوقى با بيت عربى به دست مىآيد ، درحالىكه مصراع شوقى به تنهايى معنايى خلاف اين به ذهن منتقل مىكند .
5 / 41 : معنى مصراع اول عربى چنين است : « باز دار عنانت را و سركشى نكن براى طلب . » بنابراين شوقى « بگذر » را به معنى صرف نظر كن به كار برده است كه با عنان و راه ايهام تناسب دارد وقتى معناى عبور كردن در نظر گرفته شود .
6 / 41 : ضبط نسخه اساس ( پاى جستنش باشد ) با بيت عربى سازگار نيست ، به همين دليل ضبط ساير نسخهها ترجيح داده شد . مفهوم بيت عربى چنين است : « به تحقيق مىخورد مال را كسى كه سوده نكرده پاى شترى را و رها مىكند مال را كسى كه به حقيقت تلاش كرد در طلب . » شوقى اين بيت را ترجمه تحت اللفظى نكرده ، اما معنا را به خوبى منتقل نموده است .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٠٧