اگرچه كريم باشد اصل و گوهر او . »
2 / 23 : از هم بريخت ما را در ترجمه فرق بيننا ( جدايى افكند ميان ما ) به كار رفته است .
مصراع دوم از ترجمه لفظى دور شده : « همانا زمان جداكننده دوستان است . »
2 و 1 / 24 : ترجمه ميبدى با شوقى از اين دو بيت متفاوت است : « دانش من بسيارست و اخلاق من پاكيزه شده است و هركه پاكيزه شد بدبخت مىشود در پاكيزه شدن خود . اگر جويم هزار دشمن را باشم يابندهء ايشان و اگر جويم دوستى فيروز نشوم به آن . » ( ص 306 ) علت تفاوت ترجمه در بيت 155 اين است كه ميبدى يشقى را در ضد معنى سعد به كار برده از شقى شقاء و شقاوة ولى شوقى از شقّ ، يشقّ ، مشقّة به معنى صعب گرفته است . ترجمه شوقى در صورتى پذيرفتنى است كه احتمال بدهيم در نسخهاى كه در دست داشته ضبط كلمه به صورت يشقّ بوده است . اختلاف ترجمه بيت 156 نيز ناشى از اعراب ضمير تاء در افعال است كه ميبدى به صورت مرفوع و شوقى به شكل منصوب ترجمه كرده است .
1 / 25 : سالم : در ترجمه سليم العرض به كار رفته كه ناقص است ، چون سليم العرض كسى است كه نفسش را از نكوهش و سرزنش مردم مصون دارد .
2 / 25 : ترجمه مصراع اول رسا نيست . هاب و تهيّب در لغت به دو معنى بزرگ داشتن و ترساندن به كار رفته است . با توجه به مصراع دوم معنى چنين است : هركس بزرگ داشت مردان را ، بزرگ دارند او را و هركس خوار كرد مردان را بزرگ داشته نشود .
1 / 27 : بيت يادآور اين كلمه قصار منسوب به حضرت على ( ع ) است : فخر المرء بفضله اولى من فخره باصله . ( كلمات عليه غرا ، صفحه 71 )
2 / 28 : خوبى به معناى زيبايى در ترجمه جمال و ذهن مستقيم در ترجمه ادب به كار رفته است .
1 / 29 : بين مطلب ( محل طلب رزق ) و مطلب ( فعل نهى ، طلب مكن ) جناس وجود دارد : « راه به دست آوردن رزق را از محل پست و بىارزش جستجو مكن . »
2 / 29 : در اينجا مراد از فقر نوع پسنديدهء آن نيست . دواى چنين فقرى در بىنيازى از رزقهاى شبههناك و حرام است كه مصراع دوم عبارت از آنست : « و چون فقير شدى ، فقرت را مداوا كن با بىنيازى از هر چركى كه همچون پوست فرد مبتلا به جرب
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٠٥