مشكلى » و در مصراع دوم كامل به خواجه برهان الدين برمىگردد كه همان نقش مرشد و راهنما را براى شوقى داشته و با توجه و عنايت او ترجمه اين ابيات به انجام رسيده است .
34 / ديباچه : هزج : ضبط تمام نسخهها در اين كلمه يكسان است و اين در حالى است كه بحور عروضى همه قطعات هزج نيست . بنابراين شوقى هزج را به معنى مطلق شعر يا در معناى لغوى آن يعنى سرود و ترانه به كار برده است .
35 / ديباچه : خواند مير در دستور الوزرا ، به قتل خواجه برهان الدين در سال 877 ( يا اندكى پس از آن ) اشاره كرده است و چون از بيت 30 تا 32 چنين بهنظر مىرسد كه شوقى در زمان حيات خواجه ترجمه را به اتمام رسانده ، تاريخ 875 براى نگارش آن مناسبتر است .
طرفه گنج : استعاره از ترجمه شوقى است . البته مىتوان خود ديوان منسوب را نيز در نظر گرفت يعنى در سال 875 از كرم حضرت على عليه السلام بر اين ديوان دست يافتم . در اين صورت مىتوان در تاريخ به اتمام رسيدن ترجمه تجديد نظر كرد .
37 / ديباچه : بيت تعقيد دارد : اين اشعار از گفتار وصى رسول است و شوقى به واسطه همين گفتار به فيض قبول مىرسد .
3 / 1 : مفهوم اين بيت متناسب است با كلمه قصار منسوب به حضرت على ( ع ) : « فخر المرء بفضله اولى من فخره باصله » ( كلمات عليه غرّا مكتبى شيرازى ، صفحه 71 )
5 / 1 : « تو آيى » فعل لازمى است كه در ترجمه « اتيت ب » كه فعل متعدى است آمده . معنى بيت عربى چنين است : « اگر تو آورى فخرى از دارندگان نسب ، پس همانا نسبت ما بخشش و بلندمرتبگى است . »
1 / 2 : رجا بدون همزه به معنى جانب و كناره چيزى است و با همزه به معنى اميد داشتن اينجا شوقى به سبب رعايت قافيه ، همزه را حذف كرده است .
2 / 2 : ضبط اساس « زمان دل را » با مصراع عربى سازگار نيست به همين جهت ضبط سه نسخه ديگر يعنى « زمانه مرا » ترجيح داده شد .
6 / 2 : بيت تعقيد دارد و مصراع دوم سازگار با مفهوم عربى نيست : وقتى من ازينها غايب شدم ، يكى باز به غيبت به سر جور و جفا رفت . معنى بيت عربى چنين است : « پس اگر غايب
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٠٠