( 272 ) [ دنيا تخادعنى كأنّى لست اعرف حالها مدّت الىّ يمينها فرددتها و شمالها ]
دنيا تخادعنى كأنّى لست اعرف حالها * مدّت الىّ يمينها فرددتها و شمالها
حظر المليك حرامها و انا اجتنبت حلالها * و رايتها محتاجة فوهبت جملتها لها
( 272 ) [ فريبم مىدهد دنيا مگر حالش نمىدانم به دست راست مىآيد به چپ رد مىكنم او را ]
فريبم مىدهد دنيا مگر حالش نمىدانم * به دست راست مىآيد به چپ رد مىكنم او را
چو ديدم احتياجش جمله بخشيدم بدان رعنا
( 273 ) [ لو كان هذا العلم يحصل بالمنى ما كان يبقى فى البريّة جاهل ]
لو كان هذا العلم يحصل بالمنى * ما كان يبقى فى البريّة جاهل
اجهد و لا تكسل و لا تك غافلا * فندامة العقبى لمن يتكاسل
( 273 ) [ اگر تحصيل اين علم از تمنا و هوس بودى نماندى در همه روى زمين يك جاهل و نادان ]
اگر تحصيل اين علم از تمنا و هوس بودى * نماندى در همه روى زمين يك جاهل و نادان
بكن جهد و مرو در كاهلى غافل مباش از خود * پشيمانى است كاهل را به روز حشر از يزدان
هامش
- ديدهء ظاهر تاريك شود هرآينه معاينه ببيند كه از زمرهء ساكنان بهشت برين است يا از مقيمان اسفل السافلين . و اين معنى مثل قول آنكس باشد كه به مثل گويد كه نزديك شد كه ببينم عملهاى خود را از روى سزا يا از حكم جزا . چنان كه عرب گويد رأيت فلانا : ديدم فلان را . يعنى احوال و افعال او را ديدم از نيك و از بد . و عمده درين سخن آنست كه علماى حديث در كتاب مناقب آوردهاند كه حضرت سيد الانام عليه الصلاة و السلام در تفسير آيت« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »چنين فرمود كه چون خلق را در معرض سؤال و پرسش اعمال و افعال بازدارند ايشان را پرسند از ولايت على بن ابى طالب عليه السلام . بعد از آن سيد مرتضى مىفرمايد كه ما اين تأويلات را به جهت آن اختيار كرديم كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام جسم است . پس چگونه هركس از عالميان هرجا كه باشد در آن حال او را ببيند و حال آنكه محالست كه جسم در حالتى واحده در جهات مختلفه موجود باشد و از اين جهت علما گفتهاند كه ملكالموت كه قبض ارواح مىكند جنس است و ممكن نيست كه يكى باشد بلكه او را افراد بسيارست . به سبب آنكه جائز نيست كه جسم در يك حالت در مكانهاى بسيار تواند بود و اين معنى را به اين آيت تأويل كنند قوله تعالى« وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها »ديگر آنكه« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ »و از اين اسم جنس مراد است .