تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
فقلت دعنى من اكاذيب الحيل * المشترى عندى سواء و زحل ادفع عن نفسى افانين الدول * بخالقى و رازقى عزّ و جلّ
( 263 ) [ مرا منجم بيهوده گوى بيم دهد كه هست رجعت مريخ سوى برج حمل ]
مرا منجم بيهوده گوى بيم دهد * كه هست رجعت مريخ سوى برج حمل بگفتمش كه بمان اين دروغ‌ها و حيل * به پيش من چو مساوى است مشترى و زحل ز خويش دفع كنم ابتداى هر كثرت * به خالق من و رازق خداى عز و جلّ
( 264 ) [ بنىّ اذا ما جاشت التّرك فانتظر ولاية مهدىّ يقوم و يعدل ]
بنىّ اذا ما جاشت التّرك فانتظر * ولاية مهدىّ يقوم و يعدل و ذلّ ملوك الظلم من آل هاشم * و بويع منهم من يلذّ و يهزل صبىّ من الصبيان لا راى عنده * و لا عنده جدّ و لا هو يعقل فثمّ يقوم القائم الحق منكم * و بالحق يأتيكم و بالحق يعمل سمى رسول الله نفسى فداؤه * فلا تخذلوه يا بنىّ و عجّلوا
( 264 ) [ چو لشكر آورد ترك اى پسر مىدار چشم آن دم ظهور مهدى هادى به عون عدل پابرجا ]
چو لشكر آورد ترك اى پسر مىدار چشم آن دم * ظهور مهدى هادى به عون عدل پابرجا يكى از آل هاشم ظالمان را خوار گرداند * به دو بيعت كنند اما بود با هزل و لذت‌ها يكى كودك بود از كودكان بىراى و بىدانش * نباشد نزد او جدى نه عقل و نه تميز او را در آن دم از شما گردد يكى قايم به امر حق * رسد سوى شما بر حق بود كارش به حق پيدا بود هم نام پيغمبر فدايش باد جان من * مداريدش به خوارى اى پسر سرعت كنيد آنجا
( 265 ) [ اذا عاش امرؤ ستّين عاما فنصف العمر تمحقه الليالى ]
اذا عاش امرؤ ستّين عاما * فنصف العمر تمحقه الليالى و نصف النصف يذهب ليس يدرى * لغفلته يمينا عن شمال و ثلث النصف آمال و حرص * و شغل بالمكاسب و العيال و باقى العمر اسقام و شيب * و همّ بارتحال و انتقال فحبّ المرء طول العمر جهل * و قسمته على هذا المثال
( 265 ) [ گر كسى را مدت عمرش رسد تا شصت سال نيمه اين عمر آن باشد كه در شب‌ها بكاست ]
گر كسى را مدت عمرش رسد تا شصت سال * نيمه اين عمر آن باشد كه در شب‌ها بكاست