تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
( 148 ) [ كودكانت را به خردى بر ره آداب دار تا شود روشن بديشان چشم‌هايت در كبر ]
كودكانت را به خردى بر ره آداب دار * تا شود روشن بديشان چشم‌هايت در كبر اين مثل بشنو كه آدابى كه آن جمع آورى * در زمان كودكى چون نقش باشد در حجر اينك آن گنجى كه مال او شود هر دم فزون * نيست خوفى به روى از تغيير چرخ كينه‌ور آن بود عاقل كه چون پايش بلغزد ناگهان * اوفتد بر فرش ديبا و حرير و تخت زر آدمى يا صاحب علمست يا خود مستمع * ديگران مانند خاك تيره و سنگ و مدر
( 149 ) [ ايا من ليس لى منك المجير بعفوك من عقابك أستجير ]
ايا من ليس لى منك المجير * بعفوك من عقابك أستجير انا العبد المقر بكل ذنب * و انت السيد الصمد الغفور فان عذّبتنى فالذنب منى * و ان تغفر فانت به جدير
( 149 ) [ ايا كز غير تو نبود پناهم به عفوت از عقابت برده ملجا ]
ايا كز غير تو نبود پناهم * به عفوت از عقابت برده ملجا منم بنده مقرّ بر هر گناهى * تو بخشاينده‌اى جرمم ببخشا عذابم گر كنى هست از گناهم * وگر بخشى توانايى بر آنها
( 150 ) [ مساكن اهل الفقر حتى قبورهم عليها تراب الذّلّ بين المقابر ]
مساكن اهل الفقر حتى قبورهم * عليها تراب الذّلّ بين المقابر
( 150 ) [ بس كه مسكينند اهل فقر بر قبر همه ريخته خاك مذلت در ميان قبرها ]
بس كه مسكينند اهل فقر بر قبر همه * ريخته خاك مذلت در ميان قبرها
( 151 ) [ احسنت ظنّك بالايام اذ حسنت و لم تخف سوء ما ياتى به القدر ]
احسنت ظنّك بالايام اذ حسنت * و لم تخف سوء ما ياتى به القدر و سالمتك الليالى فاغتررت بها * و عند صفو الليالى يحدث الكدر
( 151 ) [ گمان نيك در ايام كردى چون نكو بودت نترسيدى ز بدهايى كه گردد از قدر نازل ]
گمان نيك در ايام كردى چون نكو بودت * نترسيدى ز بدهايى كه گردد از قدر نازل سلامت يافتى شب‌ها و زان مغرور گرديدى * ز بعد صفوت شب‌ها كدورت مىشود حاصل
( 152 ) [ كثير المال ليس له عوار و لا فى كل ما ياتيه عار ]
كثير المال ليس له عوار * و لا فى كل ما ياتيه عار