( 76 ) [ خانهاى و جامهاى و قوت يكروزه به دست بس بود آن را كه فردا خواهدش بودن ممات ]
خانهاى و جامهاى و قوت يكروزه به دست * بس بود آن را كه فردا خواهدش بودن ممات
اى بسا آنكس كه مرد از ناگهان در نيمروز * نصف قوت روز او گرديد فوت از حادثات
( 77 ) [ يا أيّ هذا الطالب المبهوت حسبك مما تبتغيه القوت ]
يا أيّ هذا الطالب المبهوت * حسبك مما تبتغيه القوت
ما اكثر القوت لمن يموت
( 77 ) [ اى كه هستى طالب مبهوت بهر كسب قوت بس بود قوتى ترا چندانكه باشى در حيات ]
اى كه هستى طالب مبهوت بهر كسب قوت * بس بود قوتى ترا چندانكه باشى در حيات
قوت بسيار از چه خواهد آنكه مىيابد وفات
( 78 ) [ هل يدفع الدّرع الحصين منيّة يوما اذا حضرت لوقت ممات ]
هل يدفع الدّرع الحصين منيّة * يوما اذا حضرت لوقت ممات
انى لأعلم أنّ كل مجمّع * يوما يؤول لفرقة و شتات
يا ايها الداعى النذير و من به * كشف الاله رواكد الظلمات
اطلق فديتك لابن عمّك أمره * و ارم عداتك عنه بالجمرات
فالموت حق و المنية شربة * تأتى اليه فبادر الزكوات
( 78 ) [ هيچ جوشن نكند دفع سر نيزه مرگ اندر آن روز كه آيند به سر خيل ممات ]
هيچ جوشن نكند دفع سر نيزه مرگ * اندر آن روز كه آيند به سر خيل ممات
راستى نيك شناسم كه به هرجا جمعى است * روزى افتند جدا نيست درين روز ثبات
اى تو داعى و رسولى كه به خشنودى تو * دور كرده است خدا پردهء كفر و ظلمات
پسرعم به فدايت بگشا كارش را * دشمنان را بزن و دور كن از وى آفات
مرگ حقست به تحقيق و فنا شربت تلخ * مىرسد سعى كن آخر به تزكى و زكات
( 79 ) [ دبّوا دبيب النّمل لا تفوتوا كيما تنالوا الدين او تموتوا ]
دبّوا دبيب النّمل لا تفوتوا * كيما تنالوا الدين او تموتوا
اولا فانّى طالما عصيت * قد قلتم لو جئتنا فجيت
ليس لكم ما شئتم و شئت * بل ما يريد المحيى المميت