وماههاى تاريخ رومى . آن گاه بر آن سالها 932 به سال برافزائيم وبر آن باقي ، اگر باشد 287 ، دو ؛ و
I
اگر أيام بيشتر از أيام يك سال شود ، آن را به سال رفع كنيم وأيام باقي را به ماههاى رومى ؛ وباقي بر اين قياس
I
باشد .
باب دهم : در استخراج تاريخ مجهول از تاريخ معلوم ، به جدول
وآن پنج
I
فصل است :
فصل أول : در معرفت أيام مرفوع اين شش تاريخ ، يعنى تاريخ عربى ورومى
I
وقبطي وفارسي وملكي وخانى از جدول ادوار تواريخ كه ما وضع كردهايم
واين جدول را
I
به چهار نوع ، فضيلت است به جداول متقدمان كه به جهت اين غرض ساختهاند :
أول آنكه دور أو منحصر است
I
در شصت كه أيام مرفوعهء سالهاى نامتناهى « 1 » اين تواريخ از آنجا معلوم مىتوان كرد ؛ وبه اين
I
سبب اين جدول هرگز منسوخ نشود .
دوم آنكه حصهء سالهاى مجموعه ومبسوطه از أيام مرفوعهء
I
هر تاريخ ، از يك جدول معلوم مىشود .
سوم آنكه از اين جدول استخراج تواريخ مجهوله از تاريخ
I
معلومه هم به سالهاى ناقصهء اين تواريخ مىتوان كرد وهم به سالهاى تامه .
چهارم آنكه سالهاى شمسي حقيقي
I
هيچ كس از متقدمان ومتأخران ضبط نكرده است وأيام مرفوعه مانند تواريخ ننهاده چنان كه
I
ما در اين جدول ضبط كردهايم ونهاده ، ومراتب أيام ومرفوعات وكسور آن را به جهت دو دور
I
بر بالاى جدول نهاديم چنان كه / م نشان مرتبهء أيام است ، واعداد مراتب مرفوعات را
I
در جانب أيمن ، واعداد مراتب كسور را در جانب أيسر نهاديم تا از آنجا معلوم شود علامات
I
مراتب دور أول كه مبسوطه است در زير ، وعلامات مراتب دور دوم كه مجموعه است
I
بر بالا . واز اينجا مراتب ديگر ادوار را معلوم توان كردن ، بدان طريق كه در اين مثال نموده
I
أيم مرتبهء دقايق دور أول ، مرتبهء أيام دور دوم مىشود . پس مرتبهء دقايق دور دوم ، مرتبهء
I
أيام دور سوم باشد ؛ وديگر ادوار را بر اين قياس بايد كردن . به عبارتى ديگر چون مراتب
I
دور أول را أصل سازيم تا مراتب ديگر ادوار از آنجا معلوم كنيم مرتبهء أيام دور أول ، مرتبهء
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] فامتناهى