أيام دور أول ، مرتبهء مرفوع دور دوم شود ومرتبهء مرفوع مرتين دور سوم ؛ وباقي بر اين قياس
I
باشد . اما دور أصل را تفاضل يك سال باشد تا تمامى شصت سال . آن گاه ابتداى دور دوم از
I
سال شصت ويكم بود به تفاضل شصت شصت سال تا تمامى سه هزار وششصد سال . باز
I
ابتداى دور سوم اگر خواهند كه بكنند ، از سه هزار وشصت ويكم بايد كردن به تفاضل سه هزار وششصد
I
سال ؛ وباقي ادوار بر اين قياس باشد . ومعرفت أيام مرفوعهء اين تواريخ از اين ادوار ، به دو نوع
I
بود :
نوع أول : نظر كنيم به سالهاى تامهء آن تاريخ كه أيام مرفوعهء أو خواهيم كه بدانيم ؛ اگر چنان كه كمتر از
I
شصت باشد : از برابر أو درآئيم در جدول دور أول مبسوطه است وأيام مرفوعه برگيريم .
I
وكسور اگر سى باشد يا بيشتر ، آن را يكى گيريم وبر مرتبهء أيام افزائيم تا مطلوب حاصل شود . واگر
I
سالهاى تامهء اين تاريخ زيادت از شصت باشد ؛ آن را مرفوع گردانيم به شصت واز برابر آن ، عدد
I
سالهاى مرفوعهء أيام برگيريم ونگاه داريم . آن گاه از برابر عدد باقي از قسمت درآئيم در همين جدول
I
دور أول ، وأيام برگيريم ودر زير آن أيام بنهيم به يك مرتبهء منحط ؛ يعنى مرتبهء أول اين أيام را كه بار دوم
I
گرفتهايم ودر زير مرتبهء دوم آن أيام ثبت كنيم كه بار أول گرفتهايم . واگر مراتب مرفوعات سالها
I
بيش از يكى باشد به هر بار كه أيام مرفوعه مىگيريم ، به يك مرتبه از آن أيام كه پيش از أو گرفتهايم منحط
I
مىنهيم . آن گاه آن مجموع را بر هم افزائيم تا أيام مرفوعهء آن سالهاى ناقصهء آن تاريخ درآئيم در جدول
I
دور ثاني كه مجموعه است اگر چنان كه مثل آن عدد يافت شود در آن جدول ، از برابر أو أيام
I
مرفوعه برگيريم . واگر مثل آن عدد يافت نشود از برابر عددي درآييم كه از أو كمتر باشد وبدو نزديكتر
I
وأيام مرفوعه برگيريم . آن گاه آن عدد سالهاى جدول را كه از برابر أو درآمدهايم از عدد سالهاى ناقصهء
I
آن تاريخ كه با ماست نقصان كنيم . آنچه باقي ماند از برابر آن در جدول دور أول درآئيم وأيام
I
مرفوعه برگيريم ودر زير آن أيام كه پيش از اين گرفتهايم به يك مرتبه منحط بنهيم وبر هم افزاييم چنان كه