مىافتد وكبيسهء رومى در آخر شباط . زيرا كه سر سال ايشان در أواخر آب ماه است هميشه .
I
وبه جهت معرفت سالها ابداً يك عدد بر سالهاى ناقصهء اين تاريخ بايد افزودن ، وبر چهار قسمت
I
كردن اگر ما بين القسمة هيچ باقي نماند آن سال كبيسه بود ؛ واگر نه بسيطه باشد . وخارج از قسمت ،
I
عدد أيام كبايس آن سالها باشد كه از أول اين تاريخ است تا سال مطلوب . وبه جهت معرفت
I
مبدأ سالها وماههاى بسيطه وكبيسه ، اين جدول وضع كرديم تا از اينجا معلوم شود :
I
فصل 2 :
I
در معرفت مدخل
I
سالهاى اين تاريخ
I
از أيام جمعات وبسط
I
ورفع أو
چون مبدأ شهور أو از أيام شهور رومى معلوم است مدخل سالها وماهها از آنجا معلوم
I
شود . وبسط ورفع اين تاريخ چنان است كه بسط ورفع تاريخ رومى ؛ وبسط ورفع ماههاى أو چنان است
I
كه بسط ورفع ماههاى فارسي . وبه جهت امتحان بر أيام مبسوطهء اين تاريخ ، ابداً پنج بر بايد افزودن
I
وبر هفت قسمت كردن تا صحت عمل معلوم شود .
باب هشتم « 1 » : در معرفت مدت أيام اين
I
تاريخ از سالها وروزها
وما به جهت اين غرض ، جدولى وضع كردهايم وآن را جدول طيلسان
I
مىخوانيم . پس چون خواهيم كه مدت ميان دو تاريخ بدانيم از برابر يك تاريخ از طول جدول
I
طيلسان درآئيم واز برابر تاريخ ديگر در عرض آن جدول ، واز موضع التقاى جدول هر دو
I
تاريخ اگر خواهيم أيام برگيريم مبسوطه يا مرفوعه ، واگر خواهيم سالها وروزها برگيريم كه آن
I
مدت بود ميان اين دو تاريخ . واگر برابر يك تاريخ ، هم از طول جدول وهم از عرض
I
جدول درآئيم ، در موضع التقاى هر دو جدول ، مدت باشد كه يافت شود از سالها از أول
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] فصل سوم