فصل 4 : در بسط ورفع اين تاريخ
اما ببايد دانستن كه بسط اين تاريخ با أيام ، ورفع أيام
I
به سالها ، وامتحان هر يك بعينه همچنان است كه در تاريخ ملكي بيان كردهايم وليكن بسط ماهها با أيام
I
ورفع أيام به ماهها غير آن است . وآسانترين وجهي در اين أبواب اين است كه ذكر مىكنيم . وآن
I
چنان است كه چون أيام ماههاى تامهء اين تاريخ را خواهيم كه بدانيم وآن دو نوع است :
نوع أول :
I
آنكه عدد أيام هر ما هي را از آن ماههاى تامه با هم جمع كنيم تا مطلوب حاصل آيد .
نوع دوم : آنكه از برابر ماه
I
ناقص درآئيم در جدول شهور خانى ، وأيام مجمله برگيريم كه آن أيام ماههاى تامه باشد . أيام ماه ناقص را
I
به آن جمع كنيم تا أيام سال ناقص حاصل آيد . واگر عكس اين عمل خواهيم كه بكنيم يعنى أيام سال ناقص را
I
به ماهها رفع كنيم وآن نيز دو نوع باشد :
نوع أول : آنكه عدد هر ما هي را بر ترتيب از أول سال از أيام
I
سال ناقص كم كنيم تا آنجا كه عدد منتهى شود به آن ماه بود .
نوع دوم : عدد أيام سال ناقص را
I
در جدول أيام مجملهء شهور اين تاريخ ، طلب داريم اگر مثل آن يافت شود تاريخ مطلوب ، روز
I
آخر باشد از ما هي كه مقدم بود بر آن ماه كه عدد از برابر أو يافته است . اگر مثل آن عدد در
I
جدول يافت نشود از برابر عددي درآئيم كه از عدد أيام سال ناقص كمتر باشد وبدان
I
نزديكتر ، ونام ماه از برابر آن عدد معلوم كنيم . آن گاه آن عدد جدول را از عدد أيام
I
سال ناقص كم كنيم . آنچه باقي ماند أيام آن ماه بود كه أو معلوم كردهايم .
باب
I
هفتم : در معرفت تاريخ قبطي
وآن دو فصل است :
فصل أول : در بيان مبداء
I
سالها وماههاى اين تاريخ ومعرفت سالهاى كبيسه وأيام كبايس
وما پيش از اين در فصل سوم
I
از باب أول بيان كردهايم مبداء اين تاريخ را با سالها وماههاى أو . وچون سالهاى أو رومى است
I
پس سالهاى اين تاريخ مطابق سالهاى رومى باشد وكبايس همچنين . ليكن كبيسهء قبطي به مدت
I
شش ماه مقدم مىافتد از كبيسهء رومى ؛ بدان سبب كه كبيسهء قبطي در آخر آب ماه رومى