تحويل آفتاب به بروج اعتبار كنند تا شهور نيز طبيعي باشد ، در هر سال آن نيز مختلف
I
شود ومضبوط نيست مانند شهورى كه مبنى است به رؤيت هلال . پس هرگاه كه خواهند
I
كه أوايل ماهها را به تحقيق بدانند ، تقويم آفتاب در سر هر ماه استخراج بايد كردن تا از آنجا
I
أوايل ماههاى شمسي طبيعي معلوم شود . واين وظيفهء أصحاب نجوم است نه طريقهء أهل حساب . اما به جهت آن تا بر أهل حساب ، ضبط أيام شهور آسان گردد مكث آفتاب را در بروج
I
به تقريب معلوم كردند ووضع أيام شهور بر آن ترتيب فرمودند نهادن بر ترتيب
I
بروج . واگرچه اين ماهها نيز به اين اعتبار ، وضعي است ليكن نزديك است به ماههاى طبيعي .
I
وچون اين تاريخ را به نام پادشاهان مغول وضع فرموده است ، پس مناسبتر آن بود
I
كه نامهاى ماههاى تركى را به اين تاريخ نقل بايد كرد . همچنان كه نامهاى ماههاى فارسيان را به تاريخ
I
جلالي نقل كردهاند . واز آنجا به جهت تميز ، ماههاى فارسيان را به قديم قيد مىكنند وماههاى
I
تاريخ ملكي را به جلالي . ما نيز اينجا ماههاى تركان را به تركى قيد مىكنيم وماههاى اين تاريخ را به خانى .
I
وضابطهء أيام شهور خانى اين است كه در اين بيت مذكور است : / ! / علا و / لالبلا و / لالا شش مهى است
I
/ / للكط و / كطلل شهورى يكهى است ! / .
وأسامي شهور وأيام آن به امر أوسط اين است كه از برابر
I
بروج در اين جدول مثبت است :
فصل دوم : در معرفت سالهاى كبيسه
I
وادوار آن واستخراج أيام
I
كبايس
وما پيش از اين در
I
فصل دوم از باب پنجم از اين مقالت ،
I
تعريف دور كبس كردهايم به حسب
I
أصول رصد ايلخانى از آنجا معلوم شود .