در موامرهء سال ببايد نوشتن كه تحويل آفتاب به حمل ودرآمدن سر سال ملكي در شب دوم
I
فروردين ماه جلالي ؛ واين نيز شنيع است .
پس چون فساد اين دو مذهب به دلايل وبرهان
I
معلوم شد ، واجب آمد مذهبي را اختيار كردن كه موافق أرباب عقل باشد ومطابق أصحاب
I
شرع ، واين خللها وفسادها در آن واقع نشود . وآن مذهب اين است كه اگر تحويل آفتاب
I
به حمل در روز اتفاق افتد همان روز را نوروز گيرند واگر در شب اتفاق افتد ، روز ديگر را
I
كه روز آن شب باشد به مذهب أهل شرع . ودر اين مذهب ، هيچ فسادى لازم نيايد ومطابق
I
عقل است وموافق شرع . واگر حكماى عهد ما كه هر يك يگانهء روزگار خودند به حكم آيهء
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
« 1 » به تقليد أستاذ وپدر بر أمور باطل اصرار ننمايد وطالب حق گردند از ايشان
I
عظيم پسنديده بود ونام نيك ايشان نيز در جهان منتشر گردد وبماند . - واللّه أعلم بالصواب -
I
وأول اين تاريخ ، روز سهشنبه بوده است . وسالهاى أو شمسي طبيعي است ومطابق
I
سالهاى تاريخ ملكي ، وما بيان سالهاى شمسي آنجا كردهايم به شرح وتفصيل . وليكن ماههاى
I
اين تاريخ شمسي طبيعي است به خلاف ماههاى تاريخ ملكي . ومدت هر ما هي به حسب مكث
I
آفتاب است در هر برجى . وچون مكث شمس در بروج ، مختلف است به سبب اختلاف
I
مسير أو در هر برجى ، پس عدد أيام شهور آفتاب نيز مختلف شود ؛ زيرا كه مكث
I
آفتاب در شش برج شمالي بيشتر از آن است كه در شش برج جنوبي . به سبب
I
آنكه أوج أو در جانب بروج شمالي است وحضيض أو در جانب بروج جنوبي .
I
پس مكث أو در هر يك از پنج برج شمالي ، سى ويك روز است ودر يك سى ودو روز ،
I
باز مكث أو در هر يك از چهار برج جنوبي ، سى روز است ودر دو برج ، بيست
I
ونه روز ؛ مگر در سال كبيسه كه يك روز در أيام شهور بيفزايد .
وأوايل ماهها را اگر به حسب
هامش
( 1 ) . زخرف : 22