باقي ماند موافق است با علامت جمعات روز مطلوب ، عمل صحيح است والّا خطاست .
I
فصل 8 : در رفع كردن أيام به سالها وماهها
وسهلتر طريقي در اين باب آن است
I
كه أيام را بر 365 قسمت كنيم تا سالهاى تامه بيرون آيد . آن گاه أيام كبايس آن سالهاى
I
تامه را از أيام باقي از قسمت ، نقصان كنيم . واگر از آن نقصان نتوان كرد يك عدد از سالها نقصان
I
كنيم وأيام آن را با أيام سال ناقصه جمع كنيم وأيام كبايس را از آمدن ( ؟ ) مجموع نقصان كنيم تا أيام سال
I
ناقصه را بر 30 قسمت كنيم تا ماههاى تامه حاصل آيد . وآنچه باقي ماند از قسمت ، أيام باشد
I
از ماه ناقص . واگر از قسمت هيچ باقي نماند تاريخ مطلوب ، روز آخر آن ماه تامه باشد كه عدد
I
بدو منتهى شود .
فصل نهم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات
وطريقش آن است
I
كه به حسب اين سالها وماهها ، مدخل معلوم كنيم از أيام أسابيع ؛ اگر با مدخل روز مطلوب ،
I
موافق بود عمل صواب است واگر نه خطا باشد .
باب ششم : در دانستن
I
تاريخ جديد خانى
واين چهار فصل است :
فصل أول : در بيان مبدأ اين تاريخ وسالها
I
وماههاى أو
واين تاريخ منسوب است به پادشاه مغفور سلطان غازان - نور اللّه ضريحه - .
I
وسبب وضع اين تاريخ آن بود كه پيش از اين ، وضع دفاتر قانون ممالك مربوط
I
به تاريخ هجرى بود ومضبوط به سالهاى قمري كه در ميان أهل اسلام مشهور ومستعمل است .
I
وميان سالهاى شمسي وقمري در مدت سى سال ، يك سال تفاوت مىكرد ؛ چنان كه سى ويك سال
I
قمري ، سى سال شمسي مىشود . واز اين جهت ، خللى عظيم وفسادى ظاهر واقع مىشد بدان سبب
I
كه طلب اخراج ، مبنى بر سالهاى قمري مىبود وادراك دخل ، مبنى بر سالهاى شمسي . پس
I
در هر سى ويك سال قمري كه سى سال شمسي باشد ، حاصل دخل سى سال ، مثلًا بر رعيت
I
مىرسيد وسى ويك سأله ، عمال را مال بر ايشان متوجه مىشد كه اگر عمال آن مال را مطالبت