در آخر اسفندارمذ ماه الحاق كردند .
فصل دوم : در استخراج مدخل سالها وماهها
I
از أيام أسابيع ، به حساب
وطريق أو آن است كه سه عدد بر سالهاى تامهء اين تاريخ افزائيم
I
يا دو عدد بر سالهاى ناقصهء أو ، وحاصل را بر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند علامت جمعات
I
سر سال مطلوب بود . اما اگر خواهيم كه مدخل ماهها بدانيم عدد ماههاى تامه را تضعيف
I
كنيم وعلامت سر سال بر آن افزائيم وبر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند علامت سر ماه
I
ناقصه بود . واگر خمسهء مسترقه را در آخر آبان ماه داريم به وقت عمل ، آبان ماه را در عدد ماههاى
I
تامه بگيريم .
فصل سوّم : در برون آوردن مدخل سالها وماهها از أيام أسابيع ، به جدول
I
وطريقش آن است كه سالهاى ناقصهء اين تاريخ را بر هفت قسمت كنيم ، آنچه باقي ماند فضله
I
الأسابيع خوانيم . آن گاه از برابر أو درآئيم در جدول مدخل سالهاى فارسي ، وعلامت أيام أسابيع
I
برگيريم . آنچه يافت شود رقم جمعات سر آن سال مطلوب باشد . اما اگر مدخل ماهها خواهيم
I
كه بدانيم از برابر آن ماه كه مطلوب ماست علامت أيام أسابيع برگيريم وبا علامت أسابيع
I
سر سال جمع كنيم وبر هفت قسمت كنيم . اگر منقسم شود آنچه حاصل آيد مدخل آن ماه باشد
I
از أيام أسابيع .
فصل چهارم : در بسط كردن سالها وماهها با أيام
وطريق أو آن است
I
كه سالهاى تامه را در 365 ضرب كنيم تا أيام سالهاى تامه حاصل شود . آن گاه ماههاى تامه را
I
در 30 ضرب كنيم تا أيام ماههاى تامه حاصل آيد . واگر خمسهء مسترقه در آخر آبان ماه داريم
I
وأو از ماههاى تامه باشد ، پنج ديگر بر آن مبلغ افزائيم آن گاه أيام ماه ناقص را با آن
I
جمع كنيم . آنچه حاصل آيد آن را با أيام سالهاى تامه جمع كنيم تا أيام حاصل آيد از أول اين تاريخ
I
تا روز مطلوب .
فصل پنجم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام أسابيع
وطريق
I
أو آن است كه اگر أيام اين تاريخ تامه بود سه عدد بر آن افزاييم ، واگر ناقصه بود