چون در حركات كواكب به مرور أيام ، تفاوتهاى فاحش پيدا مىآيد چنان كه احتياج
I
مىافتد به رصدى ديگر ، بدان سبب آن زيج منسوخ مىگردد ، ما چيزى به نام سلطان
I
بسازيم كه زود تمام شود وتا ابد الدهر باقي ماند ومنسوخ نگردد .
وهمان آنكه هيچ
I
تاريخي نيست در زمان ما كه مطابق سال شمسي حقيقي باشد كه منجمان بر آن تاريخ ،
I
تقاويم وضع توانند كرد . وما تا اين زمان ، تقويم بر تاريخ فارسي وضع مىكرديم كه
I
مطابق سال شمسي نيست . اگر أشارت شود به نام سلطان ، تاريخي بسازيم كه سالهاى
I
أو شمسي حقيقي باشد ومنجمان تقاويم را بر آن تاريخ وضع توانند كردن به آسانى . ونامهاى
I
ماههاى فارسي را كه در ممالك عجم مشهورتر است بدان تاريخ نقل كنيم . وبه جهت آن تا تمييز
I
كنند كه نامهاى كدام تاريخ است نامهاى فارسي را به قديم قيد كنيم ، بدان سبب كه آن
I
تاريخ را در قديم الزمان وضع كردهاند ؛ ونامهاى ماههاى اين تاريخ را به جلالي قيد كنيم تا معلوم
I
شود كه اين تاريخ محدث سلطان جلالالدين است . سلطان پسنديده داشت
I
وفرمود كه چنين كنيد وايشان را به موجب أشارت ، اين تاريخ وضع كردند .
وأول اين
I
تاريخ ، روز جمعه بوده است وسالهاى أو شمسي حقيقي باشد وأول فروردين ماه
I
هميشه روز نوروز عالم باشد . اما در روز نوروز عالم خلاف است ميان أصحاب
I
علم نجوم ، وبيان اين در فصل أول از باب ششم از اين مقالت به شرح وتفصيل كرده آيد .
I
اما ماههاى اين تاريخ را بعضي ماه شمسي حقيقي گيرند ؛ وآن مدت قطع شمس باشد به حركت
I
خاص ، هر برجى را . مثلًا چنان كه فروردين ماه مدت قطع آفتاب باشد برج حمل را ،
I
وارديبهشت ماه مدت قطع شمس بود برج ثور را « 1 » ؛ وباقي بر اين قياس بود
I
تا آخر شهور وبروج كه اسفندارمذ ماه ، مدت قطع آفتاب باشد برج حوت را .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] رآه