وماه فروردين در وى دو بار مىآمد ، هم در أول وهم در آخر . وغرض ايشان از اين كبس آنكه سالهاى ايشان مطابق سال رومى شود وهميشه تحويل آفتاب
I
به حمل ، در ماه أول باشد يعنى در فروردين ماه . وماههاى سالهاى كبيسه را شهور ثابته مىخوانده
I
اند وماههاى سالهاى بسيطه را شهور منتقله . ودر مدت يك هزار وچهارصد وچهل سال
I
كه دور كبس ايشان بوده است ، فروردين ماه منتقله مطابق فروردين ماه ثابته مىشد .
I
آن گاه بعد از صد وبيست سال نوبت به ارديبهشت ماه مىرسيد كه مطابق فروردين ماه
I
ثابته مىشد بر همين ترتيب تا آخر شهور . وهميشه خمسهء مسترقه را در آخر اسفندار
I
مذ ماه ثابت ، الحاق مىكردهاند ودر آخر ما هي از شهور منتقله كه در اين وقت ، نوبت
I
بدو مىرسيده كه مطابق اسفندارمذ ماه ثابت بودى تا أيام شهور ثابته ومنتقل ،
I
هميشه مطابق همديگر بودند ؛ وخمسهء مسترقهء ثابت ، مطابق خمسهء مسترقهء منتقل .
I
وچون زمان اضطراب دولت ايشان در آمد واين رسم كه در سالهاى كبيسه
I
كنند مهمل ماند ، وابتداى دور كبس ايشان قريب نهصد وشصت سال گذشته بود
I
ونوبت به آذر ماه منتقل رسيده كه مطابق فروردين ماه ثابت باشد وآبان ماه
I
منتقل مطابق اسفندارمذ ماه ثابت بود ، پس آن خمسهء مسترقه در آخر آبان ماه
I
منتقل بماند . وچون دين مجوسي مبنى بر اين تاريخ است ايشان پنداشتند
I
كه مگر خمسهء مسترقه در آخر آبان ماه مىآيد كه اگر تغيير كنند نبايد كه خلل به دين ايشان
I
راه يابد ، وديگران به تقليد ، متابعت ايشان كردند . اما منجمان چون به غور ( ؟ ) اين رسيدند
I
دانستند كه واضع اين تاريخ ، اين خمسهء مسترقه را در آخر اسفندارمد ماه
I
وضع كرده است ودر آبان به علت كبس افتاده ؛ ايشان بر همان قانون أصل بعضي