مىشود عدد ومدت قرانات نيز به اختلاف آن ارصاد ، مختلف مىگردد « 1 » . ما به حسب
I
أصول رصد جديد ايلخانى به سير وسط هر دو به استقضاى تمام ، حساب اين قران كرديم ؛ يافتيم
I
بعد ميان هر دو قرانى كه واقع شود . از روى مكان هشت برج وسه درجهء يك دقيقه وسى
I
[ و ] هشت ثانيه وسيزده ثالثه وچهارده رابعه وپنجاه وچهار خامسه ؛ واز روى زمان
I
به حسب سالهاى شمسي طبيعي ؛ نوزده سال وسيصد وسيزده روز وچهار ساعت وسى وهفت
I
دقيقه ودو ثانيه وبيست وشش ثالثه وبيست وچهار رابعه . واز سالهاى فارسي ؛ نو [ ز ] ده سال
I
ودو ماه [ و ] هجده روز وهجده ساعت وچهل ونه دقيقه ودو ثانيه وبيست وشش ثالثه وبيست
I
[ و ] پنج رابعه . يعنى از وقت انصراف مركز تدوير مشترى از قران مركز تدوير زحل تا باز
I
به هم رسيدن در اين مدت مذكور ، مركز تدوير زحل آن مقدار حركت كرده باشد ، ومركز تدوير
I
مشترى ، يك دور تمام كرده با آن مقدار مذكور . پس چون ضبط آن كرديم معلوم شد
I
كه اين ضبط نه آن ضبط است واين ترتيب نه آن ترتيب كه متقدمان گفتهاند . بلكه آنچه به موجب
I
حساب اين رصد مبارك ، اقتضا مىكند قران علويين بر شش نوع ، از آن باز منقسم
I
مىشود به دو نوع ديگر كه مجموع آن ده نوع بود .
پس چون اين حال مشاهده افتاد وسخن « 2 »
I
رسيد به اين مقام ، همان شب در منام محصور يكى سرور أنام ، اين بيت در ضمير آمد . شعر :
I
/ ! تا نرد رصد بدين نمط باختهاند / دو مهره به چهار وشش در انداختهاند / تا اين رصد نصير پرداختهاند /
I
گوئى فلكى دگر ز نو ساختهاند ! / .
اكنون خواستيم تا صورت اين دعوى را به معنى رسانيم و
I
صورت دعوى آن است كه مشترى وزحل در هر مثلثه ، ده قران مىكنند يا نه ، نه دوازده ونه
I
سيزده . وچون آغاز قرانات ايشان از أول حمل بود كه برج أول است از مثلثهء
I
آتشى ، در اين مثلثه ، قران تمام كنند بر اين ترتيب ؛ يعنى قران دوم در قوس افتد به سه درجه
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] مىكر
( 2 ) . " سخن " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .