تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
طوفان است وانقلابات كلى . واگر قمر با كواكب قران كند تأثير أو ضعيف‌تر واندك‌تر بود ؛ زيرا
I
كه مدت وقوع أو كوتاه‌تر است . ومعظم‌تر همه ، قران مشترى وزحل است كه آن را قران علويين
I
خوانند على الإطلاق . بعد از آن قران نحسين در سرطان كه وبال زحل است وهبوط مريخ . بعد از آن
I
قران سعدين در حوت كه خانهء مشترى است وشرف زهره . بعد از آن احتراق زحل در بعد ابعد
I
كه وقوع آن از نوادر است كه دلالت كند بر ظهور كارهاى عجيب وحوادث غريب . اما قران
I
علويين كه أصول دلايل احكام كلى عالم ، بدان منوط است وفروع آن دلايل ، بدان مربوط ؛
I
در آن نيز تفاوت‌هاى فاحش يافت شد هم در عدد قرانات وأنواع آن ، وهم در مدت هر يكى
I
از أصناف . آن چنان كه پيشواى أصحاب صناعت وأرباب رياضت ، بطلميوس آورده
I
است در كلمهء شصت وششم از كتاب ثمره به اين عبارت كه في القراين الأصغر تفصيل الأوسط وفي الأوسط تفصيل الأعظم فإذا تكلمت في تفصيل مصحح جملته . وبدين
I
سبب بيشترى از حكماى أواخر ، ظاهر قول بطلميوس را تقليد كردند وگفتند كه قران
I
سه نوع است . خاصه أستاذ ابوريحان چنان كه در كتاب تفهيم تقرير مىكند كه قران علويين
I
هر بيست سال ، يك بار باشد وآن را قران أصغر خوانند . وچون در مثلثه ، دوازده
I
قران كنند در دويست وچهل سال بعد از آن ، قران ايشان در مثلثهء ديگر افتد ؛ آن را قران
I
أوسط خوانند . وچون در هر چهار مثلثه ، چهل وهشت قران كنند در نهصد وشصت
I
سال بعد از آن ، قران ايشان در حمل افتد ؛ آن را قران أعظم خوانند . وخواجة ابوالمحامد غزنوى
I
در كتاب كفاية التعليم في صناعت التنجيم بر اين قول اعتراض مىكند ومىگويد كه اين قول از
I
أستاذ پسنديده نيست . از براي آنكه سهو است . وحق آن است كه قران علويين چهار
I
نوع بود : يكى ، اقدم ؛ دوم ، أعظم ؛ سوم ، أوسط ؛ چهارم ، أصغر . اما قران اقدم به قول اين بزرگ