اما ضابطهء ديگر آن است كه چون انتقال قران ايشان به مثلثهء آتشى بود وآغاز آن از حمل باشد ،
I
دور بار ديگر بعد از تمام شدن هشتاد قران در چهار مثلثه به دو دفعه ، مبداء قران انتقا [ ل ] به مثلثهء
I
آتشى هم از برج حمل بود تا به سه دفعه ، آغاز مثلثهء ناري از برج حمل بوده باشد . ودر بار سوم ،
I
سى ونه قران بيش نمىكنند . بدان سبب كه قران سى ونهم در بيست وهفت درجه وكسرى
I
از برج عقرب مىافتد كه چون آن بعد ما بين القرانين را بر آن مىافزائيم ، أسد حاصل مىآيد
I
به صفر درجه وكسرى . پس عدد قرانات سه دفعهء أو ، صد ونوزده قران ديگر تمام كنند .
I
چنان كه در بار أول ودوم ، هشتاد قران كرده باشند ودر بار سوم ، سى ونه .
ترتيب انتقال
I
به هر مثلثه به همان ضابطه است كه پيش از اين گفتيم . آن گاه نوبت به برج قوس رسد وبه سه دفعهء
I
ديگر ، آغاز مثلثهء ناري از أو بود تا در مدت نوبت أو ، صد ونوزده قران ديگر تمام كنند تا
I
بعد از آن باز نوبت به حمل رسد . پس عدد قرانات مدت نوبت ابتداى اين سه برج ناري ، سيصد و
I
پنجاه وهفت بود واين دور أول باشد كه نوبت ابتداى هر يكى از اين سه برج ناري به سه دفعه
I
رسيده بود وعدد قرانات هر يك تمام شده . پس چون باز نوبت به حمل رسد مبداء دور
I
دوم بود . وچون مدت دور دوم نيز تمام شود به همان اعتبار كه عدد قرانات هر يكى از سه برج
I
ناري تمام شده بود آن گاه باز نوبت به حمل رسد كه مبداء دور سوم باشد وعدد قرانات
I
هر يكى از اين دو دور ديگر سيصد وهفده بيش نبود بدان سبب كه دو برج ناري را در اين
I
دو دور ، سه بار نوبت ابتداست ويك برج را دو بار ؛ وهميشه عدد از يك نوبت ناقص ، چهل قران است
I
كه از عدد قرانات هر يكى از آن دو دور كم مىشود . وعدد أنوار منحصر است در سه ؛ زيرا كه ضبط
I
قرانات بدين سه دور كم مىشود وعدد قرانات أو نهصد ونود ويك باشد .
وبعد از تمام
I
شدن سه دور چون باز نوبت به حمل رسد آن را مبداء دور أول خواهيم . وترتيب ادوار وعدد قرانات