تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
شمسي دهند بر ترتيب شرف‌هاى ايشان از مبداء أيام عالم . چنان كه أول شمس را دهند ،
I
بعد از آن قمر را ، بعد از آن رأس را ، بعد از آن مشترى را ، بعد از آن عطارد را ، بعد از آن زحل را ،
I
بعد از آن ذنب را ، بعد از آن مريخ را ، بعد از آن زهره را ؛ ومدت أو ششصد وهفتاد وپنج سال
I
بود كه از ضرب نه در هفتاد وپنج حاصل شود . وطريق استخراج آن چنان است كه از سال‌هاى
I
ناقصهء تاريخ ملكي 170 كم كنيم وباقي را بر 675 قسمت كنيم . اگر منقسم شود آنچه ماند ابتدأ از قمر
I
كنيم وبه ترتيب اشراف هر كوكبى را هفتاد وپنج عدد مىدهيم تا آنجا كه عدد منتهى شود نوبت
I
به آن كوكب رسيد [ ه ] باشد . طريقي ديگر : باقي را بر 75 قسمت كنيم واگر ما بين القسمة چيزى باقي
I
ماند به عوض آن ، يكى بر خارج قسمت افزاييم . آنچه حاصل شود به عدد آن از قمر بشماريم به ترتيب
I
اشراف ايشان كه ذكر كرده‌ايم ، آنجا كه عدد منتهى شود نوبت فرداريت بدان كوكب رسيده
I
بود . اما فردار أصغر چنان است كه از فردار أوسط ، نوبت به هر كدام كوكب كه رسيده باشد ابتدأ
I
از آن كوكب كنيم وبه ترتيب اشراف ، همان سال‌ها مىدهيم كه در فردارات مواليد بيان كرده‌ايم
I
ليكن نه بدان ترتيب . چنان كه شمس را / ى ، وقمر را / ط ، ورأس / ج ، ومشترى را / يب ، وعطارد را
I
/ يج ، وزحل را / يا ، وذنب را / ب ، ومريخ را / ز ، وزهره را / ح . مثلًا خواستيم تا بدانيم كه در سال
I
دويست وبيست ويكم ملكي نوبت فردار أصغر به كدام كوكب رسيده است ودر اين
I
عمل أول احتياج است به معرفت صاحب نوبت فردار أوسط وأول زمان أو . پس كم كرديم
I
از سال‌هاى ناقصهء تاريخ ملكي 170 تا باقي ماند 51 ؛ از قمر ابتدأ كرديم . پس معلوم شد كه سال
I
پنجاه ويكم است از نوبت قمر چون از بهر قمر نه گرفتيم ؛ واز بهر رأس ، سه ؛ واز بهر مشترى ،
I
دوازده ؛ واز بهر عطارد ، سيزده ؛ واز بهر زحل ، يازده ؛ واز بهر ذنب ، دو ؛ مجموع اين اعداد ،
I
پنجاه ويكم نوبت مريخ را باشد بي شريك . وباقي بر اين قياس است . بعد از آن پنجاه ودوم