سال طوفان است ، بر تاريخ طوفان افزائيم تا تاريخ أول عالم حاصل آيد . آن گاه به جهت دور أعظم ،
I
هر سى هزار سال را برجى گيريم ؛ وهر هزار سال ، درجهاى ؛ وهر صد سال را شش دقيقه ؛ وهر ده سال را
I
سى وشش ثانيه ؛ وهر يك سال ، سه ثانيه وسى وشش ثالثه تا موضع تسيير دور أعظم حاصل آيد . وبه جهت
I
انتهاى أعظم هر هزار سال را برجى گيريم وهر صد سال را سه درجه ؛ وهر ده سال را هژده دقيقه ؛
I
وهر يك سال را يك دقيقه وچهل وهشت ثانيه تا موضع انتهاى أعظم حاصل شود . وهر كه بر اين
I
أصول ، واقف شود مواضع باقي تسييرات وانتهاآت را بيرون تواند آوردن . اما از براي
I
تسهيل عمل ، مواضع تسييرات وانتهاات را در أول سال دويست وبيست ويكم تاريخ ملكي بيرون
I
آورديم يافتيم موضع تسيير أعظم به چندين از ميزان / وكد ؛ وموضع انتهاى أكبر به چندين از ثور / يدها ؛
I
وموضع تسيير أوسط وأصغر به چندين از جوزا / كها ؛ وموضع انتهاى أعظم به چندين از أسد / يبها ؛
I
وموضع انتهاى أكبر وأوسط وأصغر به چندين از قوس / هاها تا به حسب اين أصول ، مواضع اين تسييرات
I
وانتهاات را در أول سال كه خواهيم از سالهاى اين تاريخ استخراج كنيم . چنان كه فضل بگيريم
I
ميان 221 وآن سالهاى ناقصه كه خواهيم از اين تاريخ ، وآن را در اين اعداد ضرب كنيم ؛ يعنى به جهت
I
تسيير أعظم ، در سه ثانيه وسى وشش ثالثه ؛ وبه جهت انتهاى أعظم در يك دقيقه وچهل وهشت ثانيه
I
وبه جهت تسيير أكبر در سى وشش ثانيه وبه جهت انتهاى أكبر ، در هجده دقيقه ؛ وبه جهت تسيير أوسط ،
I
در شش دقيقه ؛ وبه جهت انتهاى أوسط ، در سه درجه ؛ واز براي تسيير أصغر ، هر سالى را از آن فضل
I
درجه گيريم ؛ وبه جهت انتهاى أصغر ، هر سالى را برجى حساب كنيم . آنچه حاصل آيد آن را بر آن أصول
I
افزائيم وهر يكى را بر جنس أو ، اگر تاريخ مطلوب بعد از آن باشد ؛ واز هر يكى كم كنيم اگر تاريخ
I
مطلوب پيش از آن بود تا مواضع تسييرات وانتهاآت حاصل آيد در أول سال مطلوب .
فصل 2 : در بيان فردارات عالم ومعرفت أنواع آن
وآن نيز بر چهار نوع است به عدد « 1 »
هامش
( 1 ) . " به عدد " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .