تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
كوكب رسيده باشد . اما فردار أكبر آن است كه از مبدأ أيام عالم ، هر هفتاد وهشت سال را به دوازده
I
برج مىدهند . چنان كه دوازده سال ، نوبت حمل را بود ويازده ، ثور را وده ، جوزا را همچنين
I
به نقصان يك يك عدد ، حساب مىكنند تا آنجا كه يك ، سال حوت را رسد . پس چون خواهيم تا بدانيم
I
كه نوبت سال به كدام برج رسيده است ، بيست وده بر سال‌هاى ناقصهء تاريخ ملكي افزائيم و
I
حاصل بر 78 قسمت كنيم . اگر از ما بين القسمة چيزى نماند نوبت به برج حوت رسيده باشد .
I
واگر در ميان قسمت ، چيزى باقي ماند اعداد بروج را به همان ترتيب از آن باقي طرح كنيم . آنجا
I
كه عدد منتهى شود ، نوبت به آن برج رسيده باشد . وبه جهت آسانى ، اعداد بروج را به حمل در اين
I
جدول نهاديم تا آن عدد باقي را در اينجا طلب كنيم اگر مثل آن يافت شود ، نوبت به آن پنج
I
رسيده بود كه از برابر آن عدد باشد . واگر مثل آن عدد يافت نشود ، عددي را كه از آن كمتر باشد
I
وبدان نزديك‌تر ، از آن عدد باقي كم كنيم ؛ آنچه بماند سال‌هاى ماضي نوبت آن كوكب بود از برج تالي
I
آن عدد . واگر آن عدد باقي را از عدد برج تالي بكاهيم ، سال‌هاى باقي نوبت آن كوكب حاصل شود
I
از برج تالي . مثالش عدد باقي بود سى وهفت ، مثل اين عدد نيافتيم . عددي طلب كرديم كه
I
از أو كمتر بود وبدو نزديك‌تر ، يافتيم سى سه . اين را از آن كم كرديم بماند چهار . پس معلوم شد
I
كه مدت چهار سال از نوبت برج سرطان كه تالي آن عدد بود گذشته است . آن گاه
I
آن سى وهفت را از عدد چهل دور كه از برابر برج سرطان بود انداختيم بماند پنج . پس
I
معلوم شد كه پنج سال از نوبت برج سرطان باقي مانده است . وجدول اين است : اما فردار أوسط چنان است كه هر يك را از سيارات ورأس وذنب ، هفتاد وپنج سال .
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 394 | محمد بن علي منجم وابكنوي