نوبخت كه مدت آن أيام سيصد وشصت هزار سال است .
اما دور أعظم : آن است كه هر هزار سال
I
شمسي ، يك درجه تسيير رود ويك برج انتها ؛ وآن درجه را قسمت عظمى خوانند وآن برج را منتهى ألوف .
I
وألوف را به اسم برج نسبت كنند وگويند كه الف حملى يا ثوري يا جوزائى ومانند آن . وصاحب
I
حد درجه را قاسم ألوف خوانند . وصاحب برج را مدبر ألوف . واگر آن درجه وبرج از آن الف أول
I
نباشد ، صاحب حد آن درجه را اگر بدل شده باشد شريك قاسم ألوف خوانند ؛ وصاحب برج را
I
شريك مدبر ألوف .
اما دور أكبر : آن است كه هر صد سال شمسي ، يك درجه تسيير رود ويك برج انتها ؛ و
I
آن درجه را قسمت كبرى خوانند وآن برج را منتهاى ما بين . وما بين را به اسم برج نسبت كنند ؛ وقاسم
I
ومدبر شريك آن را همچنان كه در ألوف بيان كرديم .
اما دور أوسط : آن است كه هر ده سال شمسي ،
I
يك درجه رود ويك برج انتها ؛ وآن درجه را قسمت وسطى گويند وآن برج را منتهاى عشرات . وعشرات را
I
به اسم برج نسبت كنند ؛ وقاسم ومدبر وشريك آن را چنان كه پيش از اين گفتهايم .
اما دور أصغر : آن است
I
كه هر يك سال شمسي ، يك درجه تسيير رود يك برج انتها ؛ وآن درجه را قسمت صغرى گويند وآن برج را
I
منتهى آحاد . وآحاد را به اسم برج نسبت كنند ؛ پس اگر آن درجه ، درجهء واحد أول باشد وبرج ، همچنان .
I
صاحب حد را قاسم آحاد گويند ؛ وصاحب برج را مدبر . واگر غير آن بود شريك قاسم باشد
I
وشريك مدبر به همان قياس كه ذكر كرده آمد .
اما مدت أيام عالم : مقدار زماني است ميان گرد آمدن
I
هفت ستاره در نقطهء أول حمل تا گرد آمدن ايشان بار ديگر در همان نقطه . واز آن مبدأ تا أول
I
سال طوفان نوح - عليه السلام - صد وهشتاد هزار سال شمسي تمام گذشته به زعم جماعت مذكور .
I
واز أول سال طوفان تا أول تاريخ ملكي ، چهار هزار وصد وهشتاد سال تمام شده چنان كه در جدول
I
طيلسان تواريخ مثبت است . پس هرگاه كه تاريخ طوفان خواهيم كه بدانيم ، آن مقدار را بر تاريخ ملكي افزائيم
I
تا تاريخ طوفان حاصل شود . واگر تاريخ أيام عالم خواهيم كه بدانيم آنچه ميان أول أيام عالم وأول