شود وعملهائى كه مباشرت آن كند ونيك وبد آن . واين تسييرات به مطالع باشد ، طالع را به مطالع خط
I
استوا ، وسابع را به مطالع نظير ؛ يعنى به مطالع طالع ، وكوكبى كه در اين مواضع بود حكم أو همين باشد .
I
وآنچه ميان مطالع وعاشر باشد يا ديگر مواضع أوتاد به مطالع أفق حادث يا به امتزاج مطالعين
I
چنان كه بعد از آن ذكر كرده شود .
اما سهم ، دليلي بود كه أو را از دو دليل استخراج كرده باشيم ؛ ومعرفت آن ، بيرون آوردن بعدى باشد ميان درجهء طالع يا جزوى ديگر . ودرجهاى كه موقع سهم بود
I
كه آن بعد مساوى بعدى باشد كه واقع بود ميان دو كوكب ، يا ميان كوكب وجزوى ، يا ميان دو
I
جزو كه دلالت ايشان بر يك مزاج بود . وقوىترين سهام ، سهم السعادة است وآن را سهم قمر
I
خوانند . بعد از آن ، سهم الغيب كه آن را سهم الشمس خوانند ؛ وذكر باقي سهام بعد از اين بيايد . ونسبت
I
هر سهمى به كوكبى با بيتي كنند از بيوت طالع كه بر مزاج آن سهم باشد . وأصحاب احكام تسيير سهام را
I
عظيم معتبر دارند به جهت نيك وبد مدلول أو .
فصل 2 : در بيان تسييرات به أفق حادث
I
وآن دو قسم است :
قسم أول : در تسيير كوكبى يا دليلي به جرم يا شعاع يا به حد كوكبى يا غير آن ، چون درجهء
I
قسمت معلوم باشد ومدت مجهول
وطريق معرفت آن چنان است كه هر دليلي را كه أو را تسيير
I
مىكنيم آن را مسير مىخوانيم ، وآن « 1 » دليل كه مسير را بدان تسيير مىكنيم مسير اليه مىگوئيم .
پس اگر ما را مسير
I
درجهء طالع بود يا كوكبى يا دليلي ديگر كه بر درجهء طالع باشد ، ومسير اليه جرم يا شعاع يا حد كوكبى
I
باشد يا غير آن ، مطالع مسير را از مطالع مسيّر اليه به بلد بكاهيم تا قوس تسيير حاصل آيد .
واگر اين عمل
I
با درجهء سابع كنيم يا با دليلي كه بدان درجه بود ، مطالع نظير مسير را از مطالع نظير مسير اليه به بلد كم كنيم .
I
واگر اين عمل با درجهء عاشر يا رابع كنيم با با دليلي ديگر كه آنجا بود ، مطالع مسير را از مطالع مسيّر
I
اليه به فلك مستقيم كم كنيم .
واگر آن مسيّر ميان دو وتد بود نظر كنيم اگر در نصف صاعد باشد ،
I
مطالع مصحح مسيّر اليه به أفق حادث مسير كم كنيم ؛ واگر در نصف هابط بود ، مغارب مسيّر را
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] فان