مطالع فلك مستقيم مقوس « 1 » كنيم تا از مطالع مصحح موضع تربيع أيمن حاصل آيد ؛ ونظير أو تربيع أيسر باشد و
I
از مطالع تسديس أيمن موضع اين شعاع حاصل شود ؛ ونظير أو موضع تثليث أيسر بود . واز مطالع تسديس
I
أيسر موضع اين شعاع حاصل آيد ؛ ونظير أو تثليث أيمن باشد . ومقابله نظير درجهء كوكب بود .
فصل پنجم :
I
در بيرون آوردن مطارح شعاعات به مذهب أصحاب علم رياضى كه آن را مطارح شعاعات مصحح خوانيم
I
وآن سه قسم است :
قسم أول : در معرفت مطالع شعاعات
وآن چنان است كه اگر كوكب در نصف صاعد بود ؛
I
يعنى ميان عاشر ورابع بر توالى بروج ، مطالع درجهء طلوع أو معلوم كنيم به أفق حادث
I
أو .
واگر در نصف هابط باشد ؛ يعنى ميان رابع وعاشر بر ولا ، مطالع نظير غروب أو بدانيم .
I
بر آن مطالع درجهء طلوع يا نظير درجهء غروب ، مقدار سدس وربع وثلث دور افزائيم واز أو كم كنيم
I
تا از مواضع زيادت مطالع اشعهء يسرى حاصل آيد با مطالع نظير هر يك . واز مواضع نقصان مطالع
I
اشعهء يمنى با مطالع نظير هر يك . وآن مطالعها را نگاه داريم كه در تسييرات به كار آيد .
قسم دوم : در بيرون
I
عرض آفاق شعاعات
بعد ميان مطالع طالع ومطالع شعاع يا مطالع نظير أو كه بعد أو كمتر از ربع دور باشد
I
بگيريم ، وجيب آن را در جيب عرض بلد منحط ضرب كنيم ؛ وقوس حاصل بگيريم در جدول جيب وآن را قوس
I
أول خوانيم . وجيب تمامش بگيريم وآن را محفوظ خوانيم . آن گاه جيب تمام بعد مطالع را در جيب عرض
I
بلد ضرب كنيم وبر محفوظ قسمت كنيم وقوس حاصل بگيريم در جدول جيب تا عرض أفق حادث شعاع
I
مطلوب با نظير أو حاصل آيد شمالي .
قسم سوم : در استخراج مواضع شعاعات مطالع
هر يكى از آن
I
شعاعات مستعمل را در جدول مطالع عرض أفق حادث أو ، مقوس كنيم تا مواضع آن شعاعات
I
يمنى باشد ؛ نظاير آن شعاعات يسرى بود وبعكس .
اما در اين عمل نقل مىكنند كه مذهب بطلميوس
I
آن است كه مطالع جميع شعاعات را در جدول مطالع عرض أفق حادث كوكب ، مقوس مىبايد كردن
I
تا مواضع شعاعات حاصل آيد .
وبر بطلان اين مذهب ، برهان قايم است چنان كه پيش از اين ذكر رفت .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] منقوس