تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
داديم . وآنچه به درجات سوا اعتبار كنيم ، نام آن مخصوص شد به مطارح انظار تا به حسب اختلاف أسامي
I
ميان اين طرق فرق توان كرد . اما ابوريحان وابن‌صوفى تقدير اين ابعاد بر دايره‌اى مىكنند
I
از دوايرهء عرض كوكب ، تقاطع كرده باشد بر مركز كوكب بر زواياى قايمه . وتقاطع اين دايره با
I
دايرهء بروج هر آينه بر أقطاب دايرهء عرض تواند بود . زيرا كه بر قطب‌هاى يكديگر گذشته‌اند .
I
ليكن فرق ميان اين دو مذهب آن است كه ابن‌صوفى آن ابعاد أشعة را بر فلك بروج
I
به حسب تقاطع دوايرى تقدير مىكند كه بر دو قطب اين دايره بر منتهاى ابعاد أشعة گذشته
I
باشد . وابوريحان دواير عروض را به جاى آن دواير استعمال مىكند . وقوس‌هائى كه از دواير عروض ،
I
واقع مىشود ميان دايرهء بروج ومنتهاى ابعاد شعاعات از آن دايره ، آن را عروض آن شعاعات
I
مىخوانند . وچون به حسب اين دو مذهب ، دايماً تثليث أيمن مقابل تسديس أيسر است وتثليث أيسر مقابل
I
تسديس أيمن ، پس عرض هر شعاعى به مذهب ابوريحان مساوى عرض شعاعى بود كه نظير أو باشد ؛ و
I
عرض مقابله نيز مساوى عرض كوكب باشد . زيرا كه نظير اوست الّا آنكه عرض دو تسديس در جهت
I
عرض كوكب بود وعرض دو تثليث ومقابله در خلاف آن جهت . وشعاع هر دو تربيع را عرض نباشد ؛
I
زيرا كه آن دو موضع تقاطع آن دائره است با دايرهء بروج . ودانستن اين عروض در تسييرات
I
به كار آيد . ومذهب أصحاب احكام آن است كه قوس‌هائى را كه از مدار كوكب كه ميان أفق حادث
I
أو ودائرهء نصف النهار آن أفق واقع باشد به سه قسمت متساوي كنند تا جملهء مدار أو منقسم گردد به دوازده
I
قسم . آن گاه بر منتهاى بعد هر دو قسمي از آن اقسام ، از موضع كوكب از دواير ميول آنچه گذشته باشد از
I
موضع التقاى آن دواير بر دايرهء بروج ، مواضع أنوار ، دو تسديس ودو تثليث حاصل آيد ؛ واز
I
تقاطع دايرهء نصف النهار آن أفق ، موضع دو تربيع . واين عمل تابع تسويه البيوت است . ومذهب أصحاب
I
علم رياضى آن است كه ابعاد انظار را بر دائرهء معدل النهار تقدير كنند . وبه حسب آن ابعاد از موضع