كا .
I
ميانه حال بود وچرب دست ومعاش أو از حرفت باشد .
/ كب . أهل علم وصلاح بود وحال أو ميانه
I
باشد .
/ كج . درجهء بندگان وخادمان است وهر كه به اين درجه زايد تندرست بود .
/ كد . روزى أو از خدمت
I
مخدومان باشد .
/ كه . معالج بود وأهل وروز در آن به سر برد .
/ كو . نيكبخت ورحيم وعفيف ومبارك
I
بود .
/ كز . توانگر بود وكسب كنندهء أموال ومال بسيار جمع كنند وأو را در هر طرفي مال بود .
/ كح . توانگر وفقيه
I
وعالم وحسود بود وصاحب نظم ونثر ودر ابتداى عمر معاونت ظلم كند ودر آخر عمر از رنج وزيان
I
مال از غصه بميرد .
/ كط . صاحب مذهب بود با عقيدت باشد وبعضي مردم أو را أجابت
I
كنند وذكر وتصانيف أو در ميان خلق بماند .
/ ل . پاى أو افگار بود وواعظ باشد وبه ظاهر
I
زاهد نمايد اما حريص باشد بر جمع مال وآنچه جمع كند به وارثان بگذارد .
اما در احكام درجات ، آقا
I
ويل بسيار است مختلف ؛ ليكن اتفاق جمهور بر اين است .
باب 17 : در استخراج عرض
I
أفق حادث
واين را عرض دايرهء تسيير نيز گويند ؛ وتعريف آن در فصل أول از باب دهم
I
از مقالت سوم كردهايم . ومعرفت آفاق حادثهء كواكب به حسب مواضع ايشان ، در طالع ضروري است
I
در دو مطلوب : يكى ، در بيرون آوردن مطارح شعاعات ؛ ديگر ، در تسييرات ؛ وآن دو فصل است :
I
فصل أول : در دانستن عرض أفق حادث
وآن مبنى است بر معرفت هشت عمل :
أول ،
I
معرفت تمام ارتفاع قطب بروج ؛ چنان كه در فصل سوم از باب سيزدهم از مقالت سوم مذكور است .
I
دوم ، معرفت مشرق طالع ؛ چنان كه در فصل چهارم از باب پانزدهم از اين مقالت مسطور است .
I
سوم ، معرفت ارتفاع كوكب بي عرض يا انحطاط أو ؛ چنان كه در فصل چهارم از باب سيزدهم
I
از مقالت سوم مذكور است .
چهارم ، معرفت ارتفاع كوكب بي عرض ؛ چنان كه در فصل پنجم از باب
I
يازدهم از اين مقالت معين است .
ششم ، معرفت سمت ارتفاع كوكب با عرض ؛ چنان كه در فصل هفتم
I
از باب يازدهم از اين مقالت بيان كردهايم .
هفتم ، معرفت ارتفاع أفق حادث ؛ نظر كنيم اگر آن