تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
كا .
I
ميانه حال بود وچرب دست ومعاش أو از حرفت باشد . / كب . أهل علم وصلاح بود وحال أو ميانه
I
باشد . / كج . درجهء بندگان وخادمان است وهر كه به اين درجه زايد تندرست بود . / كد . روزى أو از خدمت
I
مخدومان باشد . / كه . معالج بود وأهل وروز در آن به سر برد . / كو . نيكبخت ورحيم وعفيف ومبارك
I
بود . / كز . توانگر بود وكسب كنندهء أموال ومال بسيار جمع كنند وأو را در هر طرفي مال بود . / كح . توانگر وفقيه
I
وعالم وحسود بود وصاحب نظم ونثر ودر ابتداى عمر معاونت ظلم كند ودر آخر عمر از رنج وزيان
I
مال از غصه بميرد . / كط . صاحب مذهب بود با عقيدت باشد وبعضي مردم أو را أجابت
I
كنند وذكر وتصانيف أو در ميان خلق بماند . / ل . پاى أو افگار بود وواعظ باشد وبه ظاهر
I
زاهد نمايد اما حريص باشد بر جمع مال وآنچه جمع كند به وارثان بگذارد . اما در احكام درجات ، آقا
I
ويل بسيار است مختلف ؛ ليكن اتفاق جمهور بر اين است .
باب 17 : در استخراج عرض
I
أفق حادث واين را عرض دايرهء تسيير نيز گويند ؛ وتعريف آن در فصل أول از باب دهم
I
از مقالت سوم كرده‌ايم . ومعرفت آفاق حادثهء كواكب به حسب مواضع ايشان ، در طالع ضروري است
I
در دو مطلوب : يكى ، در بيرون آوردن مطارح شعاعات ؛ ديگر ، در تسييرات ؛ وآن دو فصل است :
I

فصل أول : در دانستن عرض أفق حادث

وآن مبنى است بر معرفت هشت عمل : أول ،
I
معرفت تمام ارتفاع قطب بروج ؛ چنان كه در فصل سوم از باب سيزدهم از مقالت سوم مذكور است .
I
دوم ، معرفت مشرق طالع ؛ چنان كه در فصل چهارم از باب پانزدهم از اين مقالت مسطور است .
I
سوم ، معرفت ارتفاع كوكب بي عرض يا انحطاط أو ؛ چنان كه در فصل چهارم از باب سيزدهم
I
از مقالت سوم مذكور است . چهارم ، معرفت ارتفاع كوكب بي عرض ؛ چنان كه در فصل پنجم از باب
I
يازدهم از اين مقالت معين است . ششم ، معرفت سمت ارتفاع كوكب با عرض ؛ چنان كه در فصل هفتم
I
از باب يازدهم از اين مقالت بيان كرده‌ايم . هفتم ، معرفت ارتفاع أفق حادث ؛ نظر كنيم اگر آن