تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
باشد عالم بود به عبادات وشرايع ، واگر زن باشد كر يا گنگ بود . / كح . معيشت أو از صناعت أو باشد
I
وپيوسته دلتنگ بود الّا محب خير وأهل خير بود . / كط . اندك عمر بود وروا باشد كه مرده بزايد ،
I
على الخصوص كه قمر در وقت ولادت ناقص السير باشد . / ل . حجام بود يا طبّال يا مسخر . الأسد
I
درجهء أول ، دلير بود وحسود وغماز « 1 » وظالم وربايندهء مال مردمان . / ب . زيرك وتيز خاطر بود
I
قتال وخون‌ريز ومفسد باشد . / ج . درويش بود بد اعمال ومفسد وروا بود كه عمرش دراز باشد
I
وچشمش به آخر عمر تباه شود . / د . ملكي بود توانگر اما معطل بود ، ودر دين وشرع اعتقاد ندارد
I
وسخت دل وبي رحم باشد . / ه . صاحب مروت بود وعمرش در رفاهيت گذرد وفرمانده
I
بود بر جهانيان ؛ وطالع داراء بن دارا اين درجه بوده است واز ملوك عجم بود . / و . ملكي جواد بود
I
وتيز فهم وبسيار خير ودوستدار خداى باشد واز آن پيغمبران . / ز . مبارك وپارسا بود ووزن
I
از مرتبهء ملوك دارد . / ح . بزرگ همت وفراخ « 2 » دل با مروت بود وظفر يابد بر جملهء دشمنان خود
I
الّا كه ظالم باشد . / ط . ملكي بود توانگر ودر آخر عمر نيكبخت شود وبر بلاد فرمانده باشد . / ى .
I
گوژپشت باشد يا بر پشت أو عيبى بود وبر پدر ومادر شوم باشد . / يا . بلند همت وبا مروت
I
بود ومحترم الّا كه منكر شريعت باشد . / يب . مبارك بود ودين ودنيى أو را مساعدت كند
I
وعالم بود به اسرار وعارف به علوم آسمانى . / يج . توانگر بود اما بد خلق وبد عادت باشد
I
ومنكر شرايع بود . / يد . مرده از شكم مادر بيرون آيد واگر زنده بيرون آيد شوم بود بر مادر وپدرش
I
بعد از ولادت أو بيمار صعب شود . / يه . أو را عيب‌هاى بسيار بود ومع [ ل ] ول باشد . / يو . پادشاهى بود
I
فيلسوف وبزرگوار وأو را پسران باشند ودراز عمر ومظفر بود . / يز . أديب وپارسا و
I
دراز عمر باشد واگر زنى بود با تدبير وعقل باشد . / يح . متدين وپارسا وخوب روى بود و
I
آخر عمر أو بهتر از أول بود . / يط . ناقص عقل بود وشتاب زده وناخوش بوى وكوتاه عمر
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] غمار ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] فراج