تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
آن علامت آن بود كه زهره را در آن برج هم در صبح توان ديد وهم در شام ، به سبب بسيارى
I
عرض أو در شمال . وآنچه از قوس رؤيت آنجا يافت شود اگر بر موضع شمس زيادت كنيم ، جزوى
I
حاصل آيد كه بَدو ظهور واختفاى مسائى وى در آن جزو باشد ؛ واگر از موضع شمس بكاهيم ، جزوى
I
حاصل شود كه بَدو ظهور واختفاى صباحى أو در آن جزو باشد . وما غايت ابعاد صباحى ومسايى زهره
I
وعطارد را به حسب بودن ايشان در سر هر برجى به جدولى نهاده‌ايم تا از آنجا معلوم كنند به آسانى ؛
I
وآن را رباطات أعظم سفليين مىخوانند . ومبداء رباطات كواكب علوي ، مبدأ رجوع واستقامت
I
ايشان است چنان كه پيش از اين بيان كرده‌ايم . اما از كواكب ثابته آنچه ابدى الظهور يا ابدى
I
الخفايند « 1 » ، يا آنچه نسبت كثرت عرض در شمال ظهور ايشان در يك شب دو بار مىباشد همچون كوكب
I
عيوق وسماك رامح ونسر واقع ومانند آن ، حال ايشان با آفتاب به خلاف اين است كه بيان كرده‌ايم ؛
I
مگر كواكبى كه به منطقهء البروج نزديك‌ترند چون قلب أسد وسماك اعزل ومانند آن . هر چه در عظم
I
اول‌اند ، قوس رؤيت ايشان / يه درجه است . وآنچه در عظم ثانىاند ، قوس رؤيت ايشان / لح
I
درجه . وآنچه در عظم ثالث‌اند ، / كا . وآنچه در عظم رابع‌اند ، / كد . وآنچه در خامس‌اند ، / كر . وآنچه عظم سادس‌اند ،
I
قوس رؤيت ايشان / ل درجه است . واز اين كواكب آنچه عرض ايشان در شمال بيشتر است ، قوس
I
رؤيت ايشان كمتر از اين باشد ؛ وآنچه عرض ايشان در جنوب بيشتر باشد ، قوس رؤيت ايشان
I
بيشتر از اين بود . واستعمال قوس رؤيت اين كواكب در ظهور واختفا يكسان باشد .
باب يازدهم :
I
در معرفت سمت از ارتفاع وعكس آن ودانستن ارتفاع بي سمت وغير آن وسعت مشرق
I
وآن هفت فصل است :
فصل أول : در معرفت سمت ارتفاع كوكب چون غايت ارتفاع
I
معلوم باشد وطريق أو آن است كه ضرب كنيم جيب عرض بلد را در جيب غايت ارتفاع
I
كوكب بر ارتفاع وقت ، وحاصل را قسمت كنيم بر جيب تمام عرض بلد . آنچه حاصل آيد آن را محفوظ
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] الخفااند