ثمن ساعت ، چهار دقيقه بر قمر معدل افزائيم وباقي عمل تمام كنيم .
فصل چهارم : در معرفت
I
أصابع نور هلال از قطر قمر
وطريق أو چنان است كه قوس نور را بر پانزده قسمت كنيم تا أصابع
I
نور حاصل آيد .
طريقي ديگر : بعد معدل را بر ده قسمت كنيم أصابع نور حاصل آيد .
فصل 5 :
I
در تعيين موضع هلال بر آسمان
وطريق أو چنان است كه چون سمت هلال بيرون آورده باشيم
I
وارتفاع مريى را به تحقيق رسانيده ، جهت سمت هلال را معين كنيم به دايرهء هندى يا به أسطرلاب
I
مسمت يا غير مسمت . وعمودى بر سطح دايرهء أفق قايم كنيم وربع ارتفاع را يا أسطرلاب را
I
بر آن عمود ثابت گردانيم چنان كه طرف عضاده به جهت سمت هلال باشد . آن گاه طرف عضاده را
I
بر مثل ارتفاع مرئى قمر نهيم بعد از غروب آفتاب به ثمن ساعتي كه به مكيال زمان معلوم كرده
I
باشيم . وبه نظر از هر دو ثقبهء دو لبنهء عضاده به آسمان نگاه كنيم آنجا كه موقع نظر ما بود بر آسمان ،
I
موضع هلال باشد كه ببينيم اگر هوا صافي باشد وحجابى مانع نشود ونظير نيز بود .
ودر اعمالي
I
كه در اين باب ذكر رفت قول خازنى به تحقيق نزديكتر است ؛ واين ضعيف آن را به كرات تجربه
I
كرد در بعضي أوقات كه رؤيت هلال محسوب موافق مرئى نمىآمد به اعمال ديگر وبه عمل زيج
I
ايلخانى نيز .
باب دهم : در معرفت ظهور واختفاى كواكب متحيره ، به حساب وبه جدول
I
وآن چهار فصل است :
فصل أول : در ذكر مقدماتى كه بدان احتياج است
وآن سه مقدمه است :
I
مقدمهء أول : معرفت درجهء طلوع وغروب باشد ؛ چنان كه در باب هشتم اين مقالت
I
بيان كردهايم . واگر اين عمل به تقريب خواهيم كردن از برابر درجهء تقويم كوكب درآئيم در جدول
I
اختلافات مطالع ومغارب در أقاليم ، به ازاى إقليم ما اجزا ودقايق اختلافات
I
برگيريم وآن را در عرض كوكب منحط ضرب كنيم تا تعديل حاصل آيد . پس اگر درجهء غروب
I
كوكب خواهيم كه بدانيم اين تعديل را بر تقويم أو زيادت كنيم اگر عرض أو شمالي باشد ؛