وطريق أو آن است كه ضرب كنيم جيب تمام عرض كوكب را منحط ، در جيب تمام بعد درجهء
I
أو از طالع يا سابع به هر كدام نزديكتر بود . آنچه حاصل آيد آن را محفوظ أول خوانيم . وقوس أو بگيريم
I
در جدول جيب وآن را از ربع دور كم كنيم تا بعد مركز كوكب حاصل آيد از طالع يا سابع . آن را جيب
I
بگيريم وجيب عرض كوكب را بر أو منحط قسمت كنيم وحاصل را قوس بگيريم در جدول جيب تا قوس اختلاف
I
أو حاصل آيد . آن را بر تمام ا [ ر ] تفاع قطب بروج زيادت كنيم اگر درجهء كوكب فوق الأرض باشد و
I
عرض « 1 » أو شمالي بود ؛ يا تحت الأرض باشد وعرض أو جنوبي بود يا فضل ميان هر دو بگيريم
I
اگر درجهء كوكب فوق الأرض باشد عرض أو جنوبي بود ؛ يا تحت الأرض باشد وعرض أو شمالي
I
بود . آنچه حاصل آيد آن را أصل خوانيم . واين بر آن تقدير باشد كه منطقهء البروج از سمت الرأس
I
در جهت جنوب بود .
اما اگر در جهت شمال باشد حكم برعكس اين بود . آن گاه جيب أصل را ضرب
I
كنيم در جيب بعد مركز كوكب از طالع يا سابع منحط ، وقوس حاصل بگيريم در جدول جيب تا ارتفاع
I
كوكب حاصل آيد به حسب عرض أو اگر فوق الأرض باشد ؛ وانحطاط « 2 » أو اگر تحت الأرض بود .
I
اما اگر خواهيم تا بدانيم كه كوكب فوق الأرض است يا تحت الأرض ، واين مخصوص است به كواكبى
I
كه عرض ايشان بسيار بود در شمال يا جنوب ، پس نظر كنيم به كوكب شمالي اگر درجهء أو تحت الأرض
I
باشد وقوس اختلاف كمتر از تمام ارتفاع قطب بروج ، كوكب تحت الأرض باشد ؛ واگر غير اين بود ،
I
فوق الأرض باشد . آن گاه نظر كنيم به كوكب جنوبي اگر درجهء أو فوق الأرض باشد وقوس اختلاف
I
كمتر از ارتفاع قطب بروج باشد ، كوكب فوق الأرض بود ؛ واگر غير اين باشد تحت الأرض بود .
فصل 7 : در معرفت سمت ارتفاع كوكب با عرض چون سعت مشرق طالع يا كوكب
I
معلوم باشد وغايت ارتفاع أو مجهول
وآن دو نوع باشد :
نوع أول : وآن چنان است كه محفوظ
I
أول را كه در عمل ارتفاع ذكر كردهايم بر جيب تمام ارتفاع كوكب منحط قسمت كنيم ، وقوس
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] غرض
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] انحاطاط