تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 81

مساهمون:

صپيشگفتار ٨١
ابن النّديم سرقلم رفته بوده ، نقل كرده است : « تينكلوش البابلي . وى را تنكلوشا نيز گويند واوّلى اصحّ است : يكى از علماء هفتادگانه‌يى است كه ضحّاك ، هياكل هفتگانه را - كه هريك از آنها را به اسم كوكبى از سبعهء سيّاره بنا نهاده بودند - به ايشان داد وايشان را متولّى آن بيوت گردانيد . « كتاب وجوه وحدود » كه كتابي است مشهور ودر دست مردم موجود ، تصنيف تينكولش مذكور است . طينقروس بابلى : يكى از حكماء هفتگانه است كه سدانت بيت النّور ، جز ايشان ديگر نكردى ، وأغلب آنكه وى صاحب بيت المرّيخ است ، چنانكه در بعضي كتب مذكور شده « كتاب مواليد بر طريقهء وجوه حدود » از تصنيفات اوست » . پيداست كه چون منبع اطّلاع ابن القفطي همانا كتاب الفهرست ابن النّديم بوده ، وى مطلب مربوط به « تينكلوس » و « طينقروس » را عينا از الفهرست رونويسى كرده ومتوجّه يكى بودن آن دو نشده است . * يكى از أصحاب تنجيم ( كه وى را نميشناسم ) ، در سده‌هاى نخستين اسلامى ، كتابي با عنوان « ثمره » پرداخته وآن‌را به يكى از چند « بطلميوس » خيالي ، نسبت داده است . اين كتاب در صد وچند بند ( كه هر بند را يك « كلمه » اصطلاح كرده‌اند ) در احكام است كه آن‌را به اختصار وبه عدد تامّ « صد كلمه » نيز ناميده‌اند . گفته‌اند كه « ثمره » يا « صد كلمه » وجه مختصر كتاب ديگرى به اسم « أربعة » ( چهار مقاله ) است كه آن نيز به « بطلميوس » نسبت داده ميشود ، ولى چنين نيست چرا كه مطالب « ثمره » يا « صد كلمه » يا « أربعة » مطابقت ندارد . كتاب « ثمره » يا « صد كلمه » بعدها از عربى به يوناني ولاتين وفارسي ترجمه شده است وتعدادى از احكاميان به شرح وتوضيح « كلمات » آن پرداخته‌اند . در يكى از بندها ( كلمات ) آمده است : « يكاد أن يكون ما يطلع مع كلّ درجة مشاكلا لما وقع عليه اختبار المولود ، وكذلك ما يطلع في كلّ وجه مشاكلا لصناعة » : « آنچه از اشكال ( وصور ) در همهء درجات ( در هر