وولد ميكند ، وذكر كرده است بطلميوس كه طلوع ميكند در اين وجه فخذ ذات الكرسي ودو ساق أو ودو قدم أو ، وسر برساوس وكف دست راست أو ، وبقيّهء ذيل آن زن كه شوهر نديده ودو قدم أو ، ومثلّث ، وسر حمل ودو شاخ أو ، وبقيّهء خيط الكتان كه در عطف ميباشد ، وصدر قيطس .
امّا وجه سيم . طلوع ميكند در اين وجه از حمل ، تازهجوانى كه أو را ياسيوس گويند ، وأو نشسته است بر كرسي كه بر أو فرسى است وبا أو دو تمثال است ، وطلوع ميكند خلف كرسي ، وبرساوس - يعنى فيلسوف - سرنگون وميخواند خدا را ، وطلوع ميكند سينهء سمكه وسر أو كه أو را افار ميگفتند ، ومؤخّر المثلّث كه مذكور شد ، وذنب تامور كه أو را نورايل گويند ، ونصف ديگر از حيّه ، وگمان كردهاند أهل هند اينكه طلوع ميكند در اين وجه مردى بادهرنگ ، سرخموى ، غضبناك ، ودر دست أو چيزى است از چوب مثل دست برنجن وشمشيرى برّان ، وبر أو جامهء نازك سرخرنگى است ومايل است به كارهاى اين وجه وارادهء عمل خير دارد ولكن استطاعت ندارد ، وسرّ اينكه ارادهء خير دارد آن است كه وجه مشترى است بنابر آنچه گمان كردهاند أهل هند ، واستطاعت نداشتن أو به آن سبب است كه خانهء مرّيخ است ، وطلوع ميكند در اين درجه بنابر آنچه موافق قول بطلميوس است صدر برساوس ودست چپ أو كه در آن سر است ، وذوابه كه در سر حمل است وبدن حمل وسر قيطس ودستهاى أو .
ثور . امّا طبيعت أو خاكى است واز أخلاط بر طبيعت مرة سودا است وطعم أو ترش است وروز أو زيادتر است از ساعات استوا وناقص الخلقة است .
امّا وجه اوّل . طلوع ميكند در وجه اوّل از ثور ، جبّار وبه دست چپ أو شمشيرى است وبه دست راست أو گرزى وعصايى ، وبر هر دو دوش أو دو چراغ است كه با أو تكلّم مينمايند وأو را به اسمش ميخوانند ، وطلوع ميكند سفينهء عظيمه كه در بالاى أو هفت ستاره است ودر ميان آن مردى برهنه نشسته ، ودر تحت سفينة نصف جسد زن مردهيى است ، وطلوع ميكند در اين وجه . . .
در كتابخانهء بودلين ، در شهر اكسفورد ( انگلستان ) ، نسخهيى دستنوشت ومصوّر با عنوان « البلهان » ، تأليف وگرد آوردهء عبد الحسن بن أحمد بن الحسن أصفهاني بغدادي ، معروف به « برهاني » محفوظ است كه مشتمل است بر مواليد أبو معشر بلخى واحكام
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 77
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٧٧