تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 76

مساهمون:

صپيشگفتار ٧٦
صوري كه ذكر كرده است بطلميوس در وجوه بروج از براي آن زمان تعبير كرده است . امّا صوري كه ذكر كرده‌اند أهل هند وفارس ومصر وغير ايشان ، اينكه آنها طلوع ميكنند در اين بروج زايل نميگردند از مواضع خويش ، ليكن گمان كرده‌اند كه دلالات اين صور واشياءى كه در آنها ميباشد به طريق استعاره وكناية است ، وبعضي از اين صوري كه ذكر كرده‌اند طلوع ميكند در وجه واحد بالتّمام وبعضي طلوع ميكند در دو وجه يا در وجوه بسيار . حمل . امّا حمل ، طبيعت أو آتشى است ، واز أخلاط بر طبيعت مرة صفرا ، وطعمش تلخ است ، وايستاده بر آينده ، وصاحب دو لون ، ودو وجه است ، وروزهاى آن از دوازده ساعت زيادتر است ، ومطالعش از سى درجه كمتر . امّا وجه اوّل . از آن طلوع ميكند در وجه اوّل از حمل زنى كه أو را اسا المضيّة النيّرة گويند ، ودم ما هي كه أو را وال وقيطس گويند ، واوّل مثلّث سر تامور كه أو را نورايل گويند ، وصورتي كه سر أو مثل سر سگ است ، ودر دست چپ أو چراغى است ودر دست راست أو كليدى ، وگمان كرده‌اند أهل هند كه طلوع ميكند در اين درجه مرد سياه رنگ سرخ چشم ريش بزرگ ، قوى جانبين كه عظيم است در نفس خويش ، وبه بر أو جامهء سفيد بزرگى است كه ميان خود را به ريسمان بسته وغضبناك بر دو پاى خود ايستاده وحارس وحافظ است . وطلوع ميكند در اين وجه از آخر صور چهل وهشتگانه ، بنابر آنچه موافق است با قول بطلميوس ، ظهر كرسي وعجز وركبة ، ودست چپ أو أوسط آن زن كه شوهر نديده ، وطلوع ميكند در اين وجه سمكه ثانيه وبعضي خيط الكتان ، ومؤخّر بطن قيطس . امّا وجه دويم . طلوع ميكند در اين وجه از حمل ، اندر وسطى ، وسط آن ما هي دريايى كه لوى اقار گويند ووسط مثلّث ووسط تامور كه أو را نورايل گويند ، ونصف حيّه ، وسفينهء بحريّه ، وسواره‌يى كه در دست أو حربه‌يى است ، وزنى كه موى خود را شانه ميكشد ، ودرعى از حديد ، ورأس الغول ، وارماء برساوس - يعنى سيف برساوس - وبرساوس كه حامل رأس الغول است ، وآن را به عربى فيلسوف گويند ، وگمان كرده‌اند أهل هند كه طلوع ميكند در اين درجه زنى كه بر أو جامه‌يى است سرخ‌رنگ ويك پا دارد وشباهت دارد صورت أو به صورت قوس ، ودر انديشهء رفتن است وطلب جامه وزيور
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 76 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك