« المحمول وهو الذي يسمّونه خبر المبتدأ وهو صفة ، كقولك « زيد كاتب » فزيد هو الموضوع ، وكاتب هو المحمول ، بمعنى الخبر » : « محمول ، آن است كه خبر مبتدأ نامند وآن صفت است ، چنانكه گويند « زيد نويسنده است » ، پس زيد موضوع ونويسنده بودن محمول آن ، به معنى خبر است » .
وهمچنانكه بايد ميان مبتدأ وخبر رابطهيى ( نسبتي ) درست ومنطقي برقرار باشد ، ميان « موضوع » و « محمول » نيز بايد نسبتي ( رابطهيى ) معقول ودرست ومنطقي وقابل اثبات ، باشد . عنايت بفرماييد . در قضيّهء « در باز است » ، « در » موضوع و « باز بودن » محمول آن است كه رابطهء موضوع ومحمول كاملا منطقي است ، چرا كه در ميتواند باز ( گشوده ) باشد . در قضيّهء « باز پرنده است » ، « باز » موضوع و « پرنده بودن » محمول آن است كه اين نيز كاملا منطقي ودرست است ، چرا كه باز يك پرنده است . امّا در قضيّهء « در پرنده است » ، « در » موضوع و « پرنده بودن » محمول آن است ولى رابطهء ( نسبت ) موضوع ومحمول درست ومنطقي نيست ، چرا كه در نميتواند پرنده باشد .
ثانيا ، « هشتمرج » كه زندهياد قرباني در برابر آن علامت ( ؟ ) افزوده ( ولابد از دوستش مرحوم احمد آرام هم معنى آن را پرسيده ولى پاسخى نيافته ) نوعي خطّ كتابت بوده كه در آن ، شش حرف « ا ، ت ، ز ، س ، غ ، ه » از حروف الفبا حذف وهشت حرف عربى « ع ، ط ، ض ، ظ ، ث ، ص ، ق ، ح » كه با شش حرف محذوف همصدا هستند ، جايگزين ميشد . مثلا در اين نحوهء كتابت ، كلمهء « سرزده » به يكى از وجوه « ثرظدح » ، « صرضدح » ، « ثرضدح » يا « صرظدح » نوشته ميشد . پيداست كه در اين صورت ، فقط كسى كه كلمه را به يكى از اين وجوه نوشته بوده ونوشتهاش صورت ووجه معمّا ورمز يافته بوده ميتوانسته بگويد كه مقصود از وجه كتابت ، چه كلمهيى بوده است . حالا تصوّر بفرماييد كه اگر يك نامه ، يا بخشي از يك نوشته ، به اين شيوه كتابت شود ، چه كسى ميتواند بفهمد كه مقصود ومنظور كاتب از هريك از كلمات وبه تبع آن از كلّ نوشته چيست ؟ .
اينچنين ، كلمهء « هشتمرج » به معنى خطّ ونوشتهيى است كه معمّاگونه وچيستانمانند
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 64
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٦٤