زندهياد أبو القاسم قرباني ، در جهت قانع كردن خوانندهء كتابش به اينكه بيرونى به احكام نجوم اعتقاد نداشته است ، آخرين تير خود را به كمان ميگذارد ، ومينويسد :
« بيرونى در آغاز مقالهء يازدهم كتاب قانون مسعودى ، أصولا علّت پيدايش صناعت احكام نجوم را بيان كرده ونوشته است :
« اين صناعت ( - علم هيئت ونجوم ) كه همهء كتاب « قانون مسعودى » به آن اختصاص دارد ، با وجود استغناى ذاتي از جهت نفاست قدرى كه دارد ، چنان است كه دلهايى كه كيفيّت لذّت را جز در مقدّمات رنجهاى جسماني وسودمندى را جز در أمور دنيايى تصوّر نميكنند ، به آن گرايش وميلى ندارند . وچون به آن گرايشى ندارند از آن روگردان ميشوند وكساني را كه أهل آنند دشمن ميدارند . به اين جهت است كه پيشينيان به پيشبينى بودنيهاى جهان از روى قضاياى علم هيئت پرداختند وبراي دست يافتن به شناسايى قبلي تأثيرات أفلاك راههايى قرار دادند كه از روى آنها چيزى شبيه به اقناع وقبول خاطر فرآهم باشد . وپيش خود چنان تصوّر ميكردند كه احكام نجوم ثمرهء علم هيئت است ودر اين امر يقين داشتند كه ديگران در پى ايشان خواهند رفت وميپنداشتند كه مردمانى كه خواستار پيشدانى قضايا هستند ، تا هرچه بيشتر سود برند واز زيان بگريزند ، به سبب استفادهيى كه از احكام نجوم ميبرند ، ديگر در پرداختن به علم نجوم وهيئت ، ملامتشان نخواهند كرد وبلايى بر سرشان نخواهند آورد » ، » .
بله ، بيرونى در اين تكّه از قانون مسعودى ، به زعم وگمان خود ، علّت پيدايى صناعت احكام نجوم وسبب عدم رغبت احكاميان به دانش هيئت را ، بيان كرده است .
ولى ، اين تكّه چه ربطى به اعتقاد داشتن يا اعتقاد نداشتن بيرونى به تنجيم ( احكام ) دارد ؟ ، هيچ . بيرونى ، چنانكه از پسوپيش اين تكّه در قانون مسعودى مستفاد واستنباط ميشود ، ميخواهد احكاميان زمانهء خود را به آموختن هيأت تشويق كند ، نه اينكه احكام نجوم را منكر شوند .
* همهء شواهدى را كه مرحوم جلال همايى وزندهياد أبو القاسم قرباني ، در جهت
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 67
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٦٧