خودشان را كه سألها قبل ، از روى احكام نجومى استخراج كرده بودند ، نسخهبردارى كرده ، نزد ايشان برم . من نيز چنين كردم ، ولى ياراى آن نداشتم كه سوآل كنم چه ميبينند وچه حدس ميزنند . . . » .
فاعتبروا يا أولى الابصار .
چنانكه در ابتداى اين مقال عرض كردم ، مرحوم جلال همايى ، در مقدّمهء التفهيم نوشته است : « اكنون كه به قدر وسع طاقت وامكان دربارهء أحوال أستاذ أبو ريحان وكتاب التفهيم ومؤلّفات ديگر وى كوشيده وبذل جهد كردهام ، اطمينان دارم كه وى ، به هيچ وجه ، اعتقادي به احكام نجوم نداشته است »
واين قلمزن ، همچنان وبه همان عبارات عرض ميكنم : « اكنون كه به قدر وسع طاقت وامكان دربارهء أحوال أستاذ أبو ريحان وكتاب التفهيم ومؤلّفات ديگر وى كوشيده وبذل جهد كردهام ، اطمينان دارم كه وى ، از بن دندان ، اعتقادي راسخ به احكام نجوم داشته است » .
* تقريبا 35 سال پس از انتشار إفاضات مرحوم جلال همايى در مقدّمهء كتاب التفهيم ، زندهياد أبو القاسم قرباني ، به سال 1353 خورشيدى ، كتاب « بيرونىنامه » را پرداخت .
آن زندهياد نيز ، امر اعتقاد داشتن بيرونى به احكام نجومى را نميپسنديد ، وبراي رفع اين « اتّهام ( ! ) » از بيرونى ، در بخشي از « بيرونىنامه » شواهد وقرائنى را گرد آورد كه به زعم وگمان ايشان ، بر عدم اعتقاد بيرونى به احكام نجومى دلالت داشت .
زندهياد أبو القاسم قرباني مينويسد : « نهتنها بيرونى هرگز ادّعا نكرده است كه به احكام نجوم معتقد است ، بلكه در هر فرصتى كه به دست آورده ، در آثار خود ، ابطال احكام وسستى آن را به صراحت متذكّر شده است . گذشته از اين ، بيرونى هيچگاه خود را منجّم احكامى نشمرده ودر سرتاسر آثارش ، هرجا از احكاميان سخن به ميان ميآيد ، سياق عبارتهاى وى طورى است كه گويى از طبقهيى غير از همفكران وهمكاران خود
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 59
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٥٩