( خداوندى ) روز وقمر در ( خداوندى ) شب ، وهيلاج نيز در نهايت قوّة باشد ، ممكن است سالهاى قران أوسط زندگى كند ، واگر تحويل قران به حمل باشد ومثلّثهها وديگر دلالات كه ياد كردم همچنان باشد ، ممكن است مولود به مدّت قران أعظم كه نهصد وشصت سال ( تقريبا ) است - تا بازگشت قران به حالت ووضعيّت قبلي خود - زندگى كند ، كه أو ( ما شاء اللّه ) در ابتداى كتابش ، در مواليد ، با كلامي فصيح به اين موضوع صراحت دارد . پس ( آنچه يهود دربارهء طول عمر كسان گويند ) به كواكب وعطيّات آنها تعلّق ندارد . ومرا ، دربارهء اين « سألها » كه منجّمان براي هريك از كواكب نوشتهاند ، در كتابي كه آن را « التنبيه على صناعة التمويه » ( ناميدهام ) سخن است وبه طريق درست به كار گرفتن اين سنوات كه كتاب الشموس الشافية للنفوس شامل است رهنمون شدهام . . . » .
چنانكه ملاحظه ميفرماييد ، بيرونى ميگويد كه در كتاب التنبيه على صناعة التمويه ، لابد ضمن مطالبى كه در آن كتاب آورده بوده ، از جمله به سنواتى كه در كتب تنجيمى ( مثلا در مواليد ما شاء اللّه ) دربارهء عمر آدمي وارتباط آن با موقعيّت كواكب ، حرف وسخن دارد ، ايراد دارد ، تصحيح را لازم ميداند . واين هيچ ربطى ، به هيچوجه ، با انكار احكام نجومى ندارد .
مرحوم جلال همايى ، چنان خود را منكر اعتقاد داشتن أبو ريحان بيرونى به احكام نجوم ( : تنجيم يا نجوم احكامى ) مينمايد كه گويى اگر بيرونى به احكام نجوم اعتقاد ميداشت ، گناهى نابخشودنى ( ذنب لا يغفر ) مرتكب ميشد . وبا اينهمه تأكيد مكرّر در مكرّر مرحوم همايى بر اعتقاد نداشتن بيرونى به نجوم احكامى ، لابد خود مرحوم همايى هم كه از بيرونى به « أستاذ » و « أستاذ ما » تعبير ميكند نبايد اعتقادي به احكام نجوم ميداشت ، ولى چه ميتوان كرد كه صبيّهء مرحوم همايى ، در يادداشتى بر ابتداى كتاب مختارىنامه ، تأليف مرحوم همايى ، نوشتهاند : « عصر چهارشنبه سىام آبان ( ماه سال 1358 خورشيدى مطابق اوّل ماه محرّم سال 1400 هجرى قمري ) بود . وقتي به ديدار ايشان رفتم ، گفتند قطعه شعري سرودهام . . . ودو روز بعد ، از من خواستند كه زايجهء
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 58
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٥٨