تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
غم بوَد ناگهان ز پيوندان * سبب خُردگان وفرزندان به نُهم در سَفر بسازد كار * واز مسافر اثر دهد بسيار 715 خواب نيكو ، توانگرى زايد * نيز در كارها به خير آيد به دهُم از عمل بيابد كأم * از سلاطين واز كبارِ أنام وار گذشته به يازده خانه * برو بر تخت ساز كاشانه كه دليل سعادت است ومراد * نيز حاجت‌روا شدن بوَداد مال ميآرد وكند غم دفع * نيز بنمايد از أكابر نفع 720 وار بود در دوازده ميدان * بيم موت است وكُشتن وزندان بايد از رنج گوشمال دهد * نيز نقصان جاه‌ومال دهد اگر از سعد يك نظر يابد * از خطرها تمام برتابد « * » وار بوَد مر تو را طلب ناهيد * آنكه كأرش طرب بوَد جاويد طالع زُهره گير بو محمود * از عروس وزنان دهد مقصود 725 طرب وشادى آيد اندر سلك * مال افزون كُند ، كنيزك ومِلك در دويُم جا چو كرد سعد صغير * كُند افزون ضياع ومال كثير
هامش
( * ) . ضابطهء استخراج تقويم آفتاب از قول خواجة قطب ، عليه الرّحمه :اى كه پرسيدى آفتاب كجاست * بر فلك از بروج چند اجزاست روز تعيين بگير وسال ز ماه * چارصد پنجمى ز سال بكاه آنچه مانَد يكى به دَه بشمار * باز آن مانده عُشر كم انگار پس بكن جمله پانزده آن را * پس از آن حاصلى كه گشت تو را سيصد وشصت وشش عدد بَردار * كم بكُن تا كم آيد آن به شمار پس نگهدار كآن‌ست محصوله * هست سال تمام معموله بَعد از آن تو بگير از سرِ سال * تا به تعيين روز ، روزِ سوآل يك مهى سى وبيست ونُه ديگر * كان‌ست مقصود نيك ، نيك شمر پس نگهداشته از آن كم كُن * وار نگردد كم آنچه گويم كُن سيصد وشصت وپنج افزايش * پس نگهداشت را از آن كاهش آنچه مانَد ، بروج آن اجزاست * آخرين قسمتِ آفتاب آنجاست سى ويك رقم شش بروج شده است * پنج سى كاو قوس بيست ونُه است