تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
در نُهم برخلاف دين آرد * بر غم دير وبر سفر آرد در دهُم محنت آرد وشدّت * نيز پيچيدگى به هر مدّت بيم سلطان واز بزرگان ترس * حُكمش اين كرد آن حكيم ز درس 650 سخن از دوستان به يازدهم * كُند اندُه مزيد وشادى كم چون ز حاجت بَريد گردانيد * رهد آنگه مگر ز بخت اميد بازش اندر دوازدهم خطر است * داند آن كآو ز عقل باخبر است ترس هم باشد وز دشمن بيم * از ستورش زيان ورنج مقيم نيز نقصانِ جاه وحبس وهموم * واز همه چيزها كُند محروم

اختيار بودن مشترى در بروج

655
چون گذشتى ز عِلم اين تدريس * گر به طالع درون بوَد برجيس باشد آسانى وسعادت وبخت * حاصل حاجت ونهادن رَخت در دويُم خير ومنفعت دارد * نيز از دست رَفته باز آرد در سِيُم آورَد بَر ومهمان * فايده ز اقربا واز ياران واز مسافر نصيب يارِ سَفر * وار نَه گر متّصل بوَد بهتر 660 در چهارم نمايد اين اختر * راحت از رنج وفايده ز سفر دخل ميراث در همه شادى * عاقبت باشدش به آزادى باز در پنجمين دهد فرزند * خير وتزويج وشادى وفرزند بدهد صحبت وزيرِ جليل * خير وتزويج راست نيز دليل در ششم ضعف بيش واندك زور * با خِرَد دِه به بندگان دستور 665 در مقابل چو ديدم اندر رنج * اثرش را كمال وشركت وگنج باز شادى وبا فلاح افتد * با بزرگان وَرا نكاح افتد خانهء خوف وخرج مال كُند * عمر بر جان وتن وبال كُند آنكه بر دشمنش ظفر باشد * اندر اين جايش اين هنر باشد
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 205 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك