در نُهم برخلاف دين آرد * بر غم دير وبر سفر آرد
در دهُم محنت آرد وشدّت * نيز پيچيدگى به هر مدّت
بيم سلطان واز بزرگان ترس * حُكمش اين كرد آن حكيم ز درس
650 سخن از دوستان به يازدهم * كُند اندُه مزيد وشادى كم
چون ز حاجت بَريد گردانيد * رهد آنگه مگر ز بخت اميد
بازش اندر دوازدهم خطر است * داند آن كآو ز عقل باخبر است
ترس هم باشد وز دشمن بيم * از ستورش زيان ورنج مقيم
نيز نقصانِ جاه وحبس وهموم * واز همه چيزها كُند محروم
اختيار بودن مشترى در بروج
655
چون گذشتى ز عِلم اين تدريس * گر به طالع درون بوَد برجيس
باشد آسانى وسعادت وبخت * حاصل حاجت ونهادن رَخت
در دويُم خير ومنفعت دارد * نيز از دست رَفته باز آرد
در سِيُم آورَد بَر ومهمان * فايده ز اقربا واز ياران
واز مسافر نصيب يارِ سَفر * وار نَه گر متّصل بوَد بهتر
660 در چهارم نمايد اين اختر * راحت از رنج وفايده ز سفر
دخل ميراث در همه شادى * عاقبت باشدش به آزادى
باز در پنجمين دهد فرزند * خير وتزويج وشادى وفرزند
بدهد صحبت وزيرِ جليل * خير وتزويج راست نيز دليل
در ششم ضعف بيش واندك زور * با خِرَد دِه به بندگان دستور
665 در مقابل چو ديدم اندر رنج * اثرش را كمال وشركت وگنج
باز شادى وبا فلاح افتد * با بزرگان وَرا نكاح افتد
خانهء خوف وخرج مال كُند * عمر بر جان وتن وبال كُند
آنكه بر دشمنش ظفر باشد * اندر اين جايش اين هنر باشد