تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
به نُهم در سفر نشانه كُند * دل ز انديشه شادمانه كُند 670 خواب خوش بيند وبدانچه در اوست * پارسا گردد وعبادت دوست نيز علم شريعت آموزد * واز حج وعمره نام افروزد دخلِ وى در دهُم فزون آرد * نفع از شغل واز عمل دارد شادى افزايد وسعادت نيز * واز أكابر واز سلاطين چيز وار فراتر بوَد ز دَه يك برج * بشنو اين را كه پُر ز گوهر دُرج 675 دارد از دوستان هم به نوا * حاجتش را اميد كرده روا وار بيابيش در دوازدهم * بر گذشته پياپى يازدهم اندر أو رنج بيشمار دهد * هم فروبستگى به كار دهد نااميدى ومانده از حاجت * بر سر جاريش كُند عادت

اختيار بودن مرّيخ در بروج

وار نظر افگنَد سوى بهرام * كآش ز حقّ نحس أصغر آمد نام 680 گر به طالع بوَد خطر باشد * رنجِ تن ، نيز دردسر باشد در دويُم هر خصومت انگيزد * هركه أو عاقل است نستيزد وار چو اندر دويُم بوَد مرّيخ * دادِ وى باشد وشود تاريخ از وجوه حرام فال دهد * واز زنان نيز گوشمال دهد وار رَوَد در سِيُم بوَد أو شُوم * كُند از جنگ ، اقربا مظلوم 685 در چهارم نصيب آرد غم * بيم رنجورى است وكُشتن هم كُند از پنجمين هدايا فوت * واندر اصلى غم آورَد يا موت نيز فرزند را كُند بيمار * اندُه افزايد وغمِ بسيار به ششم هست بيم بيمارى * ريش وصفرا ورنج وخونخوارى غم‌فزاى است ودل شود ناخَوش * خطر آرد ز زهر واز آتش 690 بنده بگريزد وستور اندك * دشمن افزون شود وَرا بىشك
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 206 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك